شهر عبوس با مردمی که حرف زدن بلد نیستند و فقط به یک زبان معیار، خشم شان را بیرون می ریزند زنگ هشداری برای نظام تربیتی ماست که جایی سنگ بنا را اشتباه گذاشته ایم.

شهر عبوس با مردمی که حرف زدن بلد نیستند و فقط به یک زبان معیار، خشم شان را بیرون می ریزند زنگ هشداری برای نظام تربیتی ماست که جایی سنگ بنا را اشتباه گذاشته ایم.

عصر ایران؛ روح الله صالحی*-  قصه آتنا و بنیتا هنوز در وجودمان درد می کند که قصه دانیال و مهاباد و قتل بچه توسط مادر در مشهد و اسید پاشی پدر و پسر در جنوب هم لابه لای درگیری های طایفه در غرب بر سر مان آوار شد و تاب این همه خبر تلخ را نداریم و آن قدر تلخ که دست و پای مان جان شادی کردن در پیروزی تیم ملی نوجوانان مقابل آلمان را نداشت.

چرا این همه کشتن برای مان راحت شده است؟ چرا اولین گزینه در کنترل خشم حذف نفر مقابل است؟

وقتی شعار سال بهداشت جهانی این است که "حرف بزنیم، حرف بزنیم، حرف بزنیم افسردگی بیداد می کند" و ما چرا بلد نیستیم حرف بزنیم؟

در نظام تربیتی متکلم وحده ی ما، این نیاموختن حتمی است. دیالوگ تقسیم کردن یک چیز بین دو نفر به صورت مساوی است اما ما این تساوی را یاد نگرفته ایم چون کلاس های درسی ما جای تقسیم کردن نیست بلکه جاده یک طرفه ای است که معلم باید بگوید و شاگردان کپی کنند.

حتی در دانشگاه های ما روش جزوه نویسی جای کنفرانس و مباحثه و کرسی های آزاد اندیشی گرفته است و چون پاسخی برای سوالات جدید نداریم پس خشک بودن کلاس راه حل مناسبی است.

در گفتگوهای دو نفره بیشتر از آن که به حرف نفر مقابل گوش دهیم به دنبال پاسخ خود هستیم و همیشه سعی در متقاعد کردن همراه با تحکم داریم و وقتی قدرت تحکم دو طرف یکی می شود خشم به سرعت فوران می کند و بدتر این که کنترل خشم را بلد نیستیم.

تکنیک های گفتگو و کنترل خشم در کنار آموزه های اخلاقی، انسان را به سمت مدینه فاضله سوق می دهد.

شهر عبوس با مردمی که حرف زدن بلد نیستند و فقط به یک زبان معیار، خشم شان را بیرون می ریزند زنگ هشداری برای نظام تربیتی ماست که جایی سنگ بنا را اشتباه گذاشته ایم.

روابط عمومی وزارت آموزش و پروش از مردم خواسته است که بگویند چه چیزهایی در کتب درسی کم است. باید این اقدام را قدر دانست که وزارت آموزش و پرورش به نگاه عمومی به معقولات در این وزارتخانه حساس شده است.

مساله در بعد پرورش است. با اقسام کلاس و کتب کمک آموزشی در مسیر استعداد پروری خوب رفتار می کنیم و خانواده های پای کار هستند اما در بعد پرورش انگار کلمه ای است اضافه که بر حسب ضرورت دوره انقلابی اضافه شده است.

آموزش روش های اصول شهروندی و روش های کنترل خشم در جامعه ای که نه رنگ دارد و نه موسیقی امری لازم و ضروری است.

نظام آموزش و پرورش ما باید به دنبال احیای زنگ پرورشی و تقویت جریان فعالیت دست جمعی دانش آموزان در غالب گروه های تئاتر و سرود و پژوهش باشد تا نسل نو یاد بگیرد در کنار دیگری چه طور هدف جمعی را پیش ببرد و چه طور از خواسته های شخصی اش بکاهد و این طور متکلم وحده نباشیم که هرچه من می گویم درست است و بقیه باید به به کنان بپذیرند.

*نویسنده و کارگردان


مشاهده در وبسایت منبع