ازدواج با این مردان خطرناک است!

برخلاف تصور اغلب جوانان، ازدواج تنها یک تصمیم عاطفی نیست بلکه باید کاملا حساب گرانه و مهندسی شده باشد تا همسران در طول زندگی مشترک به بن بست نرسند. در واقع باید در این راه طرفین به شناخت دقیق از هم برسند.

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تبیان، تجربه نشان داده است هرچه این شناخت دقیق تر و قوی تر باشد، ازدواج سرنوشت بهتری خواهد داشت. در این میان اما هستند مردانی که به هیچ عنوان برای ازدواج مناسب نیستند؛ آن ها را به اصطلاح «مردان خطرناک» برای ازدواج می نامیم.
شاید با این جمله آشنا باشید که « امروزه ازدواج به بزرگ ترین ریسک زندگی دختران و پسران تبدیل شده است». به هر حال پیچیدگی روابط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به خصوص در جوامع شهری باعث شده بسیاری از افرادی که در آستانه ازدواج هستند، در رفتارها و ارتباط های اولیه چهره واقعی خود را نشان ندهند. برخلاف تصور اغلب جوانان، ازدواج تنها یک تصمیم عاطفی نیست بلکه باید کاملا حساب گرانه و مهندسی شده باشد تا همسران در طول زندگی مشترک به بن بست نرسند. در واقع باید در این راه طرفین به شناخت دقیق از هم برسند. تجربه نشان داده است هرچه این شناخت دقیق تر و قوی تر باشد، ازدواج سرنوشت بهتری خواهد داشت. در این میان اما هستند مردانی که به هیچ عنوان برای ازدواج مناسب نیستند؛ آن ها را به اصطلاح «مردان خطرناک» برای ازدواج می نامیم. این افراد شخصیت هایی دارند که آن ها را برای ازدواج نامناسب می کند. به همین دلیل دختران جوان باید در مقابل این قبیل افراد وارد ارتباط عاطفی نشوند و فکر نکنند که با ازدواج همه مشکلات حل می شود. در این مقاله برخی از این افراد را به دختران جوان معرفی می کنیم تا آن ها هوشیارانه تر و آگاهانه تر به موضوع نگاه کنند و از سیستم «انتخاب عاقلانه، زندگی عاشقانه » استفاده کنند.

مرد خودخواه و متعصب افراطی

این نوع مرد ممکن است برای زن چهار مشکل بزرگ ایجاد کند : اختلاف عقیده ی دایمی ، نزاع همیشگی ، عصبی بودن و سختی معاشرت!

شوهر سختگیر و بی گذشت در امور مالی

شوهری که در امور مالی زن بسیار سختگیری میکند و سر سوزنی گذشت ندارد ، به درد زندگی نمی خورد. البته مقصود این نیست که باید زن بی اجازه ی شوهر هر چه میخواهد خرج کند ، بلکه دکتر آدامز معتقد است که بیشتر مشاجراتی که در خانه روی می دهد فقط بر سر پول است. حال آنکه در اصل نباید چنین باشد ، خیلی از زن و شوهرها چندان که به پول اهمیت می دهند، هرگز برای تربیت بچه ها ارزش قایل نیستند، البته زن و شوهر به واسطه ی پول مشاجره نمی کنند، بلکه در اکثر اوقات طریقه ی خرج کردن آن است که موجب سر و صدا و نزاع ایشان میگردد. پس زنی که به خوبی مدیریت خانه را انجام میدهد، پول را با حساب و کتاب و مناسب خرج میکند و یک شاهی را هم حرام نمی کند و باز مورد شماتت و سختگیری شوهر قرار می گیرد، حق دارد گلایه مند باشد.

مردان بیکار

شخصیت های بیکار افرادی هستند که بیشتر با کارهایی که انجام نمی دهند دیگران را آزار می دهند نه با کارهایی که انجام می دهند.

این افراد از کاری که ساعات کاری مشخصی داشته باشد بی زارند و اگر به ناچار در اداره و یا شرکتی کار کنند که قرار باشد از ۸ صبح تا ۴ بعدازظهر آنجا باشند بدون شک بین کار و زمانی که رئیس شان نباشند از کار فرار می کنند. این افراد به دنبال کارهایی هستند که با کمترین میزان کار کردن بیشترین درآمد را داشته باشد.

مردان رفیق باز

شخصیت رفیق باز به کسی اطلاق نمی شود که تعدادی دوست صمیمی دارد چون لازم است افراد تعدادی یا حداقل یک دوست صمیمی داشته باشند.

اگر فردی هیچ دوست صمیمی نداشته باشد این یک زنگ خطر است چرا که نمی تواند همسر صمیمی باشد.

شخصیت رفیق باز برای رفاقت زندگی می کند در ذهن این افراد همیشه عناوینی مانند دوست، مرام، رفیق، معرفت و.... آنقدر پررنگ است که همه چیز را تحت تاثیر قرار می دهد.

در این مورد نباید فکر کنید که این افراد ازدواج کنند خوب می شوند چرا که این جمله بسیار خطرناک است چون گاهی اوقات نه تنها بهتر نمی شوند بلکه بدتر هم می شوند. باید بپذیرید که افراد باید به یک حدی از تعادل و شناخت برسند و بعد وارد مرحله ازدواج شوند.

آیا آن ها قابل درمان هستند؟

بیشتر درمانگران معتقدند؛ نباید به درمان این قبیل افراد امیدوار بود. در واقع درمان آن ها کاری دشوار و درصورتی که با درمانگرشان همکاری کنند، روندی چند ساله خواهد داشت. در اختلالات شخصیت به این دلیل که از کودکی فرد با یکسری الگوها عجین می شود، گرفتن این الگوها از این افراد کار بسیار دشواری است. نکته حائز اهمیت این است که این افراد فکر می کنند که دیگران اشتباه می کنند. واردشدن به حیطه درمان این افراد حتی برای درمانگران نیز کار دشواری است و مشکل اینجاست که دختران با چنین افرادی وارد ارتباط می شوند و بعد می خواهند نقش درمانگر را برای آن ها بازی کنند و دیگر نمی خواهند از رابطه بیرون بروند. عموما این دختران موفق نمی شوند و فقط چند صباحی از عمرشان را تلف می کنند و بعضا آسیب های غیرقابل جبرانی هم می بینند. مثلا فرد خسیس با الگوهایی زندگی کرده است که حاضر نیست آن الگوها را تغییر دهد بلکه به آن ها باور دارد. زمانی می توان به درمان امیدوار بود که فرد خودش به این نتیجه برسد که طرز تفکرش زندگیش را مختل کرده و نیاز به کمک تخصصی دارد. به عنوان مثال فرد معتاد زمانی می تواند بر اعتیادش غلبه کند که به این نتیجه برسد که اعتیاد دارد و به جای انکار، معترف باشد و طلب کمک کند. به عبارتی این بهترین زمان برای کمک به اوست. در غیر این صورت دوباره چرخه معیوبی تکرار می شود.

مشاهده در وبسایت منبع