پایگاه خبری جماران- شیما شعاعی: کوچه، خیابان های شهر این روزها پر بود از عابرانی که سینی بر دست میزبان عزاداران اباعبدالله(ع) بودند اما سوی دیگر این ماجرا، افرادی بودند که دیگر با قیمه، شربت، آش و چای و ... از مردم میزبانی نمی کردند.

پایگاه خبری جماران- شیما شعاعی: کوچه، خیابان های شهر این روزها پر بود از عابرانی که سینی بر دست میزبان عزاداران اباعبدالله(ع) بودند اما سوی دیگر این ماجرا، افرادی بودند که دیگر با قیمه، شربت، آش و چای و ... از مردم میزبانی نمی کردند.
هرچند امسال شبکه های اجتماعی پر بود از تصویر  خوراکی ها و غذاهایی با هشتگ نذری های عجیب اما جالب تر از آن ها رسمی است که در سال های اخیر تحت عنوان نذر فرهنگی در بین طبقه متوسط، جوان و عموما تحصیلکرده  باب شده است. دختران و پسران جوانی که اغلب نه با ظاهر رایج سنتی بلکه با رویکردی اخلاقی و برای پیوند میان نسل خود و طبقه سنتی و از همه مهم تر کمک به بهبود وضعیت اجتماعی اقدام به انجام چنین نذرهایی می کنند. طرح جمع آوری کتاب، طرح خرید لوازم التحریر برای دانش آموزان کم بضاعت، طرح آموزش کودکان کار و حاشیه نشین و طرح توزیع لباس گرم برای کارتن خواب ها بخشی از این اقدامات این جوانان است که اغلب با استقبال عمومی مواجه و گاها با هشتکی شبکه های اجتماعی را به تسخیر خود در آورده است.

نو آوری در دل سنت نذر و آیین های مذهبی

از همین رو  با جبار رحمانی؛ عضو شورای انسانشناسی و فرهنگ، گفت و گویی داشتیم. او در پاسخ به این پرسش که نذر فرهنگی در ایران  از کجا نشات می گیرد؟ آیا پشت کردن به سنت  یا نوعی بی اعتمادی به آموزه های مذهبی نیست، گفت: اصولا نذر یک حرکت فرهنگی و اجتماعی است که در بستر امکان های اقتصادی مومنان انجام می گیرد. به همین دلیل این نوع اسم گذاری که نذرهای جدید را فرهنگی نامیده اند، چندان دقیق نیست، مگر مفهوم فرهنگی در این نوع نذر ها را دال بر امور فرهنگی خاص مانند کتاب و هنر و ...بدانیم. ظهور این نوع نذر ها، نه نشانه پشت کردن به سنت یا بی اعتمادی، بلکه همچنان در امتداد سنت قرار دارد. نکته مهم آن است که همه اینها، نذر هستند، منطقی از کنش مذهبی که عمیقا ریشه کهن و دیرینه در تمام مذاهب دارد. لذا نباید نذر فرهنگی مورد نظر را نوعی گسست، بلکه باید آن را نوعی نو آوری در دل سنت نذر و آیین های مذهبی دانست.

این استاد انسان شناسی درباره اصالت این حرکت نیز تصریح کرد: از آنجا که نذر فرهنگی همچنان در منطق نذر رخ می دهد، لذا مشروعیت و مقبولیت خودش را نه در کالایی که نذر می شود، بلکه در  خود منطق نذر به دست می آورد. به همین سبب همچنان برای معنادار بودن و مشروعیت و مقبولیت داشتن، ریشه در سنت و جهان بینی اصیلی دارد که وقف بخشی از مال یا نیروی کار در راستای نیتی معنوی را تجویز می کند.

وی در همین راستا افزود: نذر های فرهنگی جدید، همچنان اصالت خودشان را دارند. زمانی نذر های مادی (غذا و خوراک) اولویت اجتماع مومنان بوده، برای توزیع ثروت و کمک به فقرا، و امروزه علاوه بر آن، نیازهای فرهنگی نیز ضرورت یافته اند، لذا در همه حال با نوعی منطق یکسان برای رفع نیاز مومنان مواجه هستیم.

جباری درباره تاثیر ضعف نهادهای حکومتی در رفع معضلات اجتماعی و انجام این نوع نذرها گفت: منطق این نذر ها، ربط مستقیمی به نهادهای حکومتی ندارد. اصولا نذرها برخاسته از دل جامعه مدنی در مفهوم عام آن هستند. هرچند لزوما نذر ها را نمی توان مطلقا مذهبی دانست بلکه هر نذی می تواند آغشته به انگیزه های مذهبی، اجتماعی، شخصی، اقتصادی و ... باشد.

این پژوهشگر اجتماعی  ادامه داد: اصولا منطق سیاسی در ضمن این نوع نذرها خیلی پیچیده است. نذر معمولا در شکاف های جامعه صرف می شود، جایی که محصول بی عدالتی و نابرابری هایی نهادینه جامعه است، نذر معطوف به فقرا ست، معطوف به نیازمندان. لذا به این معنا، هر نذری بیانگر کم کاری حکومت و جامعه در برقراری عدالت است اما ربط مستقیمی ندارند.

وی در پاسخ به این پرسش که این حرکت ها را می توان  به مثابه تقویت جامعه مدنی  در ایران دانست؛ گفت: اصولا نذر بیانگر مکانیسم های اجتماعی برای حل موضعی مشکل مردم از طریق منطق های مذهبی است. به همین دلیل نذر اصولا در فضای مدنی و مردمی شکل می گیرد، رشد می کند و در نهایت منجر به عمل می شود. به همین دلیل نذر ها همیشه مردمی بوده اند اما به مفهوم مدرن، نذر و جامعه مدنی، اندکی پیچیده و با هم مرتبط هستند. از این جهت، به این سادگی نمی توان نذر را عامل توسعه و تکوین جامعه مدنی دانست اما می توان گفت یک حرکت مدنی است.

این استاد انسان شناسی درباره تاثیر این  حرکت بر پیوند میان سنت و مدرنیته، توضیح داد: نذر فرهنگی عملا توسط مومنان طبقه متوسط، بالاتر و گاه کسانی که سرمایه فرهنگی بالایی دارند و دغدغه اصلی شان هم این سرمایه فرهنگی است، شکل گرفته. نذر فرهنگی ناشی از توسعه طبقه متوسط است که گاه توانسته از ضروریات مادی زندگی بگذرد. به همین دلیل این نوع نذر متعلق به قشری است که امکان مالی مناسب و دغدغه رشد منابع فرهنگی را هم دارد. اما اینگونه نیست که صرفا در جهان مدرن باشد، بلکه در جهان سنت هم می توانسته با کتاب و کتابخانه و ... که توسط افراد مهم جامعه نذر می شود و وقف می شده، مواجه شد.

وی در همین راستا تاکید کرد: نذر فرهنگی از گذشته تا امروز بوده است. اما رشد آن در جامعه ایران مدرن بیشتر بوده است که این به جهت توسعه طبقه متوسط طبیعی است.

جباری در پاسخ به این پرسش که تاثیر این قبیل حرکت ها بر نگاه مردم به دولت و گروه های سنتی تر و مذهبی تر چه خواهد بود؟ تاکید کرد: به نظرم هرچه بیشتر این نوع نذر ها غیر سیاسی تفسیر کنیم و به آنها معنای سیاسی ندهیم بهتر است.

وی افزود: نذر فرهنگی از دل تشخیص مردم برآمده و نه لزوما بهتر از نذر غذا و نوشیدنی هاست و نه لزوما از آنها بدتر است. هرگروه حق دارد حسب تشخیص و حس درونی خودش به شیوه ای که می خواهد نذر کند. نمی توان نذر غذا را کم ارزش تر از نذر فرهنگی دانست.

این پژهشگر حوزه انسان شناسی در پایان با اشاره به اینکه مساله اصلی نیت و ذهنیت مومنان در موقع نذر است، گفت: مهمتر از همه آنکه مومنان این نوع شیوه نذر را آموخته اند. حال اگر می خواهیم به شیوه های جدیدتری هم نذر کنند، بهتر است به آنها اطلاع رسانی شود. بهتر است بر روی منبر ها از این نوع نذرها و فواید آنها گفته شود. ابتدا باید آموزش این نوع شیوه نذر را داد، بعد انتظار نذر های فرهنگی جدید را داشت. نذر از دل آگاهی و احساس مذهبی مومنان برمی آید، باید ترکیب و ساختار این آگاهی و احساس مومنان را تغییر دارد و مولفه های فرهنگی بیشتری را وارد سرمایه مذهبی مومنان کرد تا موقع نذر، تمایلی به امور فرهنگی هم داشته باشند.


مشاهده در وبسایت منبع