محمدرضا نوروزپور- ابوالفضل خدائی: تحت فشار گذاشتن قطر توسط کشورهایی چون عربستان، امارات، بحرین و مصر یکی از مهم ترین رویدادهای اخیر در تحولات منطقه ای بوده است. اتفاقی که سبب شد برغم اینکه جمهوری اسلامی ایران قطر را یکی از کشورهای پشتیبان تکفیری ها در سوریه می داند به حمایت ...

چرا سیاست ایران در قبال قطر ناگهان تغییر کرد؟

ملائک:باید عربستان را به قطر ترجیح می‌دادیم | همکاری با قطر امکان اجماع‌سازی علیه ایران را از بین برد

بین الملل > دیپلماسی - خبرگزاری خبرآنلاین، طی نشستی با حضور دو کارشناس مجرب، به بررسی تحولات اخیر در منطقه و رویکرد ایران در قبال آن پرداخت.

محمدرضا نوروزپور- ابوالفضل خدائی: تحت فشار گذاشتن قطر توسط کشورهایی چون عربستان، امارات، بحرین و مصر یکی از مهم ترین رویدادهای اخیر در تحولات منطقه ای بوده است. اتفاقی که سبب شد برغم اینکه جمهوری اسلامی ایران قطر را یکی از کشورهای پشتیبان تکفیری ها در سوریه می داند به حمایت از قطر در برابر محاصره اقتصادی و سیاسی بلوک عربستان برخیزد و در این مسیر ترکیه را نیز تا اندازه زیادی به خود نزدیک سازد. در ادامه این تحولات بود که اتفاقی دیگر رقم خورد و مسعود بارزانی برغم هشدارهایی که از دولت مرکزی عراق، ترکیه و ایران دریافت کرده بود همه پرسی استقلال اقلیم کردستان را برگزار کرد. در این راستا خبرگزاری خبرانلاین، طی نشستی با دکتر عبدالرضا فرجی راد مدرس ژئوپلتیک و سفیر سابق ایران در نروژ و حسین ملائک سفیر پیشین ایران در چین و تحلیلگر مسائل بین‌المللی به تجزیه و تحلیل رویدادهای منطقه ای پرداخته که در ادامه مشروح آن را از منظر می گذرانید:


خبرآنلاین: برخی صاحب نظران براین باورند که سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران دارای تضادهایی است که مشخص نیست ریشه در کجا دارد و نمی توان تشخیص داد که مثلا این تضادها ریشه در ایدئولوژیک بودن نظام حکومتی دارد یا ماهیت منفعت طلبانه دارد؟ به طور مثال ایران سالهاست که قطر را همراه با عربستان سعودی از حامیان اصلی تروریست های تکفیری در داعش معرفی می کرد اما به ناگهان براثر اختلافی که بین این کشور و عربستان سعودی در می گیرد سیاست خود را نسبت به قطر عوض می کند. این تغییر سریع سیاست حتی سوالاتی را در ذهن مردم عادی پدید آورده است که چگونه کشوری که سالهاست به عنوان اصلی ترین حامی مالی تروریست ها در سوریه معرفی می شود مورد حمایت ایران در برابر بلوک دیگر عربی قرار می گیرد. نظر شما در این خصوص چیست؟

ملائک: ایران سیاستی را در قبال قطر اتخاذ کرده است که مبنای آن مقابله با عربستان سعودی است و سعی کرد فشارهای سعودی بر دوحه را خنثی کند. به عقیده من این یک سیاست درست و منطقی نیست.بدین معنا که این سیاست می توانست بهتر و یا برعکس آن نیز هم اتخاذ شود. قطر و امارات دو کشوری ثروتمندی هستند که پس از رونق اقتصادی در زمینه های مختلف به این نتیجه رسیدند که می توانند در سیاست جهانی و منطقه نیز دخالت کنند. بدین ترتیب که این دو کشور با صرف هزینه‌ های هنگفت و حمایت از گروههای سیاسی شروع به تاثیر گذاری در منطقه نمودند که بسیار خارج تر از توان و ظرفیت آنها بوده است . این موضوع سبب شد تا کشور کوچکی چون قطر خود را مخق در تصمیم گیری های جهانی بداند . البته نمونه های دیگری هم مانند انور خوجه را نیز در آلبانی شاهد بودیم که یک کشور یکو نیم ملیون نفری ادعای تاثیرگذاری بر جهان داشت . البته در آن مورد یک ایدئولوژی وجود داشت و وی احساس می کرد که در حال هدایت شاخه ای از مارکسیسم است . در همین راستا کشور سنگاپور نیز بر اساس درآمد و ثروت خود نیز حس می کرد که می تواند روی چین تاثیر بگذارد.

با توجه به تصمیم غرب خصوصا آمریکا برای از بین بردن کانال های مالی تروریسم و همراه شدن عربستان با این امر، سوال این است که چرا ایران باید با آن مخالفت کند؟ قطر به همراه ترکیه یکی از حامیان مالی گروههای تروریستی در سوریه و عراق بودند. خوب اگر ائتلافی دنبال صدمه زدن به این منبع مالی است ما چرا باید مخالف باشیم . بجای حمایت از قطر گفتگو با عربستان خیلی بیشتر به نفع ما بود. توجه کنید که اخیرا وزیر خارجه قطر در فرانسه طی اظهاراتی گفت که فشار کشورهای عربی باعث شد تا ما به ایران نزدیک تر شویم. این اظهارات در ذات خود ایران را چهره ای ناموجه و نامقبول در جهان نشان می دهد که حتما باید وزارت خارجه در مورد آن موضع می گرفت و به قطر اعتراض می کرد. گفته می شود این قضیه مهم است که ایران در مقابل عربستان ایستادگی عرض اندام کرده و سیاست این کشور را فلج نموده است ولی دیگر هیچ دستاوردی برای ایران متصور نمی باشد.

توجه کنید از زمان قطع رابطه کشورهای عربی با قطر روابط تجاری تهران با دوحه در حوزه صادرات چیزی حدود 60 میلیون دلار افزایش پیدا کرده است. این رقم در سال گذشته چیزی حدود 120 میلیون دلار بود که در شش ماه اخیر به 180 میلیون افزایش پیدا کرده است. حال فرض کنیم که در آینده هم این رقم 200 میلیون دلار برسد؛ آیا در بررسی کلی این ارقام در برابر سیاستی که اتخاذ شده قابل توجیه است؟ که قطعا اینطور نیست. ضررهایی که ایران بابت سیاست های قطر در سوریه و عراق متحمل شده است چیزی فراتر از این مبلغ ها است.حال اگر بجای حمایت از قطر از سیاست عربستان حمایت می کردیم حداقل می توانستیم با آن کشور که نقش بزرگتر منطقه ای بازی کرده و یکی از دشمنان سرسخت جهانی ایران محسوب می شود مذاکره کرده و روی کاهش خصومت ها، تعادل روابط و خیلی از موارد دیگر به توافق نسبی برسیم . در حالی که هم اکنون در برابر امتیاز محدود مالی از قطر عربستان را در دشمنی برخود استوار تر کرده ایم . یاد آوری می کنم که در بحران افغانستان در مماشات با آمریکا توانستیم امتیاز بگیریم.

خبرآنلاین: ایا اتخاذ این سیاست ما به ازایی در سوریه نداشته است؟

ملائک: خیر. ببینید عربستان، قطر و امارات در سوریه از گروه های اسلامی موجود در سوریه حمایت مالی و تسلیحاتی می کردند. به هر صورت آقای اوباما تصمیم گرفت که تا داعش را در عراق و سوریه از بین ببرد. برای حصول به نتیجه واشنگتن درصدد کنترل و مدیریت منابع مالی این سه کشور که به عراق و سوریه سرازیر می شد بر آمد. در این زمینه توفیقات زیادی بدست آمد اما قطر در این بین مقاومت کرد. علت آن هم این بود که قطر ارتباط ویژه ای به گروه اخوان المسلمین داشت و با سلفی های عربستان نیز رقابت داشت.  فشار به قطری ها بیشتر شد و به نظر من هم ایران نیز می بایست همین سیاست را در پیش می گرفت. درست است که بین اخوان المسلمین به رهبری قطر و گروه های سنی تندرو به رهبری عربستان تفاوت های زیادی وجود دارد و در مواجهه سیاسی با ایران تاثیرگذار است ولی در مجموع هر دو به نوعی برای ما تهدید به شمار می آیند.

خبرآنلاین: خوب در ایران گرایش به اخوان المسلمین مشهود است شاید این سیاست در راستای تقویت محور اخوان المسلمین بوده است.

ملائک: اگر فرضا تصمیم بر این مبنا اتخاذ شده باشد بازهم ربطی به قطر ندارد چون ما با اخوان ارتباط جداگانه تری داریم تا از طریق قطر بخواهیم با آنها تماس داشته باشیم. به هرصورت هم اکنون خود اخوان المسلمین است که در قالب های گوناگون مثل جبهه النصره، احرارالشام و غیرو، با حمایت مالی قطر در مقابل ما قرار دارند. به عنوان جمعبندی عرض کنم که سیاست ما در قبال قطر صحیح نبود و ما می بایست در کنار عربستان به دوحه فشار وارد می کردیم و با عربستان ارتباط نزدیک برقرار می کردیم. با این کار می شد نتیجه بهتری را در منطقه گرفت. در حال حاضر عربستان کشورهای مهم و بیشتری را علیه ایران بسیج کرده است و فرض کنیم که قطر از آن کشورها جدا شده باشد چیزی دست ما را نمی گیرد جز پرستیژ نسبی سیاسی در حالی که در همکاری با عربستان منافع و امتیازات مادی بدست می آوردیم و شاید وضعمان الان بهتر شده بود.

خبرآنلاین : جناب اقای فرجی نظر شما در این باره چیست؟

فرجی راد:به نظر من اقدام اولیه ایران در موضوع قطر درست بود. بدین معنا که اگر هدف ما این بود که شورای همکاری خلیج فارس در ضدیت با عربستان به سمت فروپاشی برود اقدامی درست بود. زیرا هدف از تشکیل این شورا از ابتدا مقابله با ایران بود لذا نباید به کشورهایی که علیه منافع ملی ایران اقدام می کنند اجازه اجماع سازی داد. اما سوال اصلی این است که اگر ما با انتخاب این رویه به دستاورد مورد نظر خود رسیده ایم باید بگویم خیر.همانطوری که آقای ملائک اشاره کردند میزان افزایش صادرات به میزان 60 میلیون دلاربه قطر برای ما دستاورد بزرگی محسوب نمی شود. در این زمان خاص با وجود تحریم هایی که ما با آن دست و پنجه نرم می کنیم، گنبد طلایی در قطر و پارس جنوبی در ایران می توانست زمینه همکاری ها را افزایش دهد و سرمایه گذاری های بیشتری را در در اختیار کشورمان قرار دهد. دوحه از این امکان برخوردار بود تا به به پاس خدمتی که ایران در ابتدا جهت در اختیار گذاشتن فضای دریایی و هوایی خود انجام داد آن را جبران و در ایران سرمایه گذاری می کرد. ما در این مدت فضاهایی را که قطر نیاز مبرم به آن داشت را در اختیارشان قرار دادیم و این در زمانی رخ داد که سعودی ها در این مدت به دنبال این بودند که دولت قطر را سرنگون کنند. بهر حال از نظر سیاسی و اقتصادی تا کنون دستاورد چندانی برای ما نداشته است.

همانطور که می دانیم دو کشور قطر و ترکیه از نظر فکری با هم متحد و هر دو مدعی رهبری گروه اخوان المسلمین هستند. البته ترکیه در این زمینه فعال تر است و در جریان بهار عربی آنکارا در صدد بود تا الگوی اخوانی را در همه جا توسعه دهد. اما وقتی که به سوریه رسید با مقاومت روبرو شدند و هم اکنون ادعا میکنند که ایران مانع به ثمر نشستن انقلاب های عربی و اخوانی شد. اخوانی ها که گروه حماس هم از ان جمله است اعلام کردند که رهبری ترکیه را می پذیرد. می دانیم که روند به گونه ای شده بود که رهبری سیاسی حماس را ترکیه و کمک های مالی به این گروه را بیشتر قطر تقبل می کرد. حال بحران قطر سبب شد تا ایران و ترکیه به یکدیگر نزدیک تر شوند و من تنها دستاورد بحران قطر را نزدیکی فکری تهران و آنکارا ارزیابی می کنم ضمن انکه ترک ها هم بهتر از گذشته دوستان سعودی خود را شناختند. در ادامه بحران ایران با ایجاد پایگاه در قطر مخالفتی نکرد و نیروهای ترکیه به قطر رفتند و طبق شنیده ها پنج هزار نیرو در آنجا مستقر است. این پایگاه بزرگترین پایگاه ترکیه بعد از سومالی است. همینطور ایران به ترکیه نیز اجازه داد تا از طریق خاک خود کالاهای بسیاری به قطر ارسال کند.

با این اتفاقات می توان گفت که ترکیه بیشترین سود را برده است.. در سوریه نیز تهران و آنکارا اشتراکات قابل توجهی دارند و در مذاکرات آستانه نیز این بحران تاثیر گذاری داشته است. به خاطر دارم قبل از بحران قطر ترکیه در مذاکرات آستانه در مواجهه با ایران به شکل مطلوب همکاری نداشت که در این راستا در صدد بودند که روسیه را به خود نزدیک تر کنند و ایران را کنار بگذارند. اما در ادامه و پس بحران قطر ایران و ترکیه به درکی مشترک درباره این بحران رسیدند و ترکیه تصمیم گرفت تا با ایران همکاری بیشتری داشته باشد. در مجموع من با نظر آقای ملائک موافق هستم، ایران به خواسته اصلی خود یعنی خروج قطر از شورای همکاری خلیج فارس نرسید که وقوع این اتفاق در ادامه می توانست به عمان هم برای خروج از این سازمان جسارت بخشد. همانطور که می دانیم اختلاف عمانی ها با سعودی ها به مراتب بیشتر از اختلاف دوحه با ریاض است. از نظر قبیله ای قطری ها اشتراکات مذهبی و پیوندهای دیگری با عربستان دارند، اما عمانی ها نتوانسته اند در هیج زمینه ای با سعودی ها از جمله یمن به اتفاق نظر دست یابند. سعودی ها همواره عمان را متهم به همکاری با ایران می کردند. اتهاماتی مبنی بر ارسال موشک به یمن از طریق خاک خود که این موضوعات اختلافات دو کشور را بیش از پیش بیشتر نمایان می کرد.

سعودی ها ادعا می کنند که اقدامات عمان موجب می شود که ایران در جایی که عربستان، امارات و قطر در آن در حال جنگ هستند تقویت شود. به نظر من اگر ایران در قضیه بحران قطر به دوحه نزدیک نمی شد، احتمال نزدیکی به عربستان هم وجود نداشت. زیرا برای واسطه شدن نیاز به مقدماتی هست که ایران و عربستان در حال حاضر شرایط لازم را ندارند. با آمدن محمدبن سلمان سعودی ها همه امورات را به آمریکایی ها واگذار کردند. در دوره ولیعهدی عبدالله سعودی ها سعی کردند که مقداری از وابستگی های خود را در راستای تامین منافع مالی از آمریکا بکاهند که حتی در قضیه اعزام نیروهای نظامی عربستان به بحرین، سعودی ها آمریکا را در جریان این کار قرار ندادند و در ادامه واشنگتن نسبت به این اقدام واکنش نشان داد.

خبرآنلاین: آقای ملائک به نظر شما در مبانی تصمیم گیری ها و تدوین استراتژی ها در کشور اشکالی وجود دارد؟

ملائک: در حوزه تصمیم گیری ساختار منظم و قابل احترامی وجود دارد، اما مبنای تصمیم گیری قابل بحث است. به هر حال رئیس جمهور، رئیس شورای امنیت و وزیر امور خارجه تصمیماتی را اتخاذ می کنند. اما به موضوع اصلی برمی گردم. ببینید آمریکایی ها تصمیم گرفتند پول عربستان، امارات و قطر را از پشت تروریسم بردارند. قطر در این راستا به هردلیلی که به خودشان مربوط است مقاومت کرد،بحث من این است که باید اجازه می دادیم که قطر فشارها را تحمل کند و از تغییرات به وجود آمده استقبال می کردیم.

فرجی راد: آقای ملائک در این صورت تغییرات ممکن بود به نفع عربستان تمام شود و یک رژیم سراسر وابسته در قطر پدید آید و همچنین شورای همکاری خلیج فارس نیز که در تضاد با منافع ملی ایران کار می کند قوی تر شود. ببینید وقتی اردوغان به عربستان سفر کرد پادشاه عربستان به وی گفت که باید بین عربستان و قطر یکی را انتخاب کند که در ادامه اردوغان سرلشگر باقری را دعوت کرد و به ترکیه رفت. ما در این زمان می توانیم با ترکیه همکاری داشته باشیم. ترک ها شاید بهتر می توانستند در این زمینه عمل کنند؛ همانطور که می دانیم سفر اردوغان به عربستان بی نتیجه بود و هیچ قراردادی هم بین دو کشور امضا نشد. به هر حال اردوغان شخصیت خاصی دارد و دست خالی برگشتن وی از ریاض می توانست فضا را برای ما فراهم کند تا در زمینه بحران قطر و همکاری ترکیه قطر از شورای همکاری خلیج فارس خارج می شد که این امر در صورت تحقق می توانست یک دستاورد بزرگ امنیتی برای ما محسوب شود.

خبرآنلاین: آقای ملائک به نظر شما آیا بحران قطر سبب نشد که ایران محور تازه ای را با قطر و ترکیه ایجاد کند؟ و یا همین که ما به خاطر موضع حمایتی که از قطر اتخاذ کردیم به ترکیه نزدیک شدیم. این به نظر شما دستاورد محسوب نمی شود؟

ملائک: شرایط متحول است و هروز با موقعیت جدید روبرو هستیم . در حال حاضر ما مسائل را در زمان تصمیم گیری مورد بحث قرار می دهیم. در زمان تحولات مربوط به قطر وضعیت در سوریه خوب بود و در حال حاضر نیز به خوبی پیش می رود.

در حال حاضر یک سری از مقاومت ها در سوریه که از طرف ترکیه در مقابل دولت اسد و ما وجود داشت هنوز پا برجاست . ملاک من در توفیق و یا ناکامی این سیاست بحران سوریه است. زیرا گروه های تروریستی در این کشور تحت حمایت مالی عربستان، امارات، قطر و یا ترکیه هستند. بنابراین من محوری را که روی این بحران تاثیر بگذارد را شاهد نیستم . روسیه با سیاست خود توانسته با ترکیه ارتباط بهتری برقرار کند و این کشور را به خود جذب کند. ترکیه هم با توجه به پیروزی های روی زمین تا حدودی به ایران نزدیک شده ولی بحران در سوریه همچنان پابرجاست. نمیخواهم با دیدی سیاه و سفید اوضاع رو بررسی کنم ولی نتایج یک همکاری باید ملموس باشد. هرگز شاهد نبوده ایم که با ترکیه بشود در یک محور منظم و مشخص و از همه مهمتر بدون دغدغه همکاری داشته باشیم. در مساله اخوان المسلمین که بیشتر با اتکاء ترکیه در منطقه و علیه منافع ما بازی کرده است مشکل داشته ایم تا کردها که در این بخش نیز ترک ها بدنبال تحمیل هزینه آن بر ما هستند . در حالیکه در موضوع کردی ایران باید کمترین هزینه را داشته باشد داریم سهم مساوی و یا حتی بیشتر پرداخت می کنیم. در نتیجه اگر از دید یک استراتژیست ترک به این تحولات توجه کنیم می بینیم که آنکارا در زمینه اقلیم کردستان بیشترین استفاده ها را از ایران برده و در سوریه نیز هماهنگی اصلی آنها با روسیه است و در مجموع چیزی بنام محور ایران ، ترکیه قطر وجود ندارد.

خبرآنلاین: آقای فرجی راد آیا شما با نظر آقای ملائک موافق هستید؟ آیا نمی توان اقدام ایران در قبال قطر را یک سرمایه گذاری بلند مدت قلمداد کرد؟

فرجی راد: در این موضوع باید مقداری به گذشته برگشت و روابط ایران و ترکیه را از منظر تاریخی بررسی کرد. قبل از به قدرت رسیدن اردوغان در ترکیه این کشور روستاهای اطراف ارومیه را با هواپیما مورد حمله قرار میدادند و مدام انقلاب ایران را زیر سوال می بردند. به نظر من بهترین سطح روابط تهران و آنکارا در ده سال گذشته شاهد بوده ایم. در مقطعی دو یا سه ساله نیز به خاطر بحران سوریه این روابط دچار مشکل شد. در سطح جهانی نیز کسی فکر نمی کرد که ایران با این همه هزینه در جنگ سوریه ایستادگی کند. وقتی روابط کشورهایی بر مبنای همکاری های نظامی شکل می گیرد بیانگر این است که این روابط از اعتمادی نسبی برخوردار شده و در این موضوع من با آقای ملائک مخالف هستم. روابط ما از نظر فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و هم از نظر نظامی با آنکارا در حال افزایش است. همکاری های نظامی در حالی رو به افزایش است که در هیچ برهه زمانی ایران با یک کشور عضو ناتو در این حد افزایش همکاری نداشته است.

البته این نشان دهنده استقبال آنکارا از این همکاری ها است. نکته مهم اینجاست که آنها هم در قبال ایران و هم در برابر روسیه روابط خود را گسترش داده اند. پس هنگامی که به این سطح از روابط می رسیم باید پیش بینی هایی نیز در رابطه با سوریه، عراق و به ویژه کردستان، خلیج فارس، قطر، همکاری سه جانبه روسیه ایران و ترکیه داشته باشیم. همینطور این اتفاقات می تواند همکاری های دیگری را در زمینه هایی چون انرژی و فعالیت های اقتصادی را رقم بزند به طوری که طرفین به منافع ملی یکدیگر مانند اتحادیه اروپا احترام بگذارند. بنابراین بر خلاف آقای ملائک بنده نسبت به این اتفاقات خوش بین هستم به شرطی که دو طرف سیاستی عاقلانه را در پیش بگیرند. در جریان سقوط هوایپمای جنگی روسیه، آنکارا و مسکو این بحران را مدیریت کردند و این قضیه سبب شد تا بزرگترین و دومین عضو ناتو اقدام به خرید موشک های اس 400 کند. حتما در قرارداد هم ذکر شده که ترکیه اجازه ندارد که این موشک را در اختیار دیگر اعضای ناتو قرار دهد. رابطه استراتژیک نیستولی ایجاد اعتماد بین طرفین بسیار حائز اهمیت است. حداقل آن این است که ترکیه استراتژی را اتخاذ کرده که بین شرق و غرب یعنی آمریکا و روسیه تعادلی را ایجاد کند و چشم انداز آن هم در مسایل اقتصادی است که در این راستا ترکیه بتواند تا سال 2023 جز ده قدرت برتر اقتصادی جهان شود. آنکارا روسیه را همسایه ای مناسب برای فعالیت های اقتصادی خود می داند که می تواند از طریق قفقاز در دریای سیاه، کالای بی شماری را به این کشور ارسال نماید. لذا می بایست این اتفاقات را به دید خوش بینانه رصد کرد که علائم آن نیز موجود است.

خبرآنلاین: اگر با تصور بدبینانه به موضوع نگاه کنیم. آیا ترکیه به خاطر خط قرمزهای خود درباره همه پرسی اقلیم کردستان به ایران نزدیک نشد؟ و آیا سفر رئیس ستاد مشترک ارتش به ایران نیز در این راستا نیست؟

فرجی راد: ببینید وقتی که سرلشگر باقری به ترکیه سفر کرده بود موضوع همه پرسی چندان جدی نشده بود و پس از سفر اردوغان به عربستان همه پرسی برگزار شد. در این راستا رئیس ستاد ارتش عراق هم به ایران آمد که این هم در راستای صحبت هایم مثبت قلمداد می کنم و نمی توان آن را دستاورد کمی پنداشت.

-خبرآنلاین: اما با توجه به جمعیت کرد در ترکیه به نظر می رسد که آنها در این صدد هستند که بیشترین هزینه ها را متوجه ایران کنند و در این راستا دولت ترکیه تمامیت ارضی خود را در خطر می بیند و این در حالی است که ایران چنین وضعیتی ندارد.

فرجی راد: ببینید اگر انتخاباتی تحت نظر اتحادیه اروپا هم مبنی بر اعلام خودمختاری کردهای ترکیه صورت بگیرد. مردم کرد این کشور وضعیت کنونی را انتخاب می کنند. بنده مطالعات و تحقیقات زیادی در زمینه کردها داشته ام و در تحقیقاتی که داشته ایم کردهای ترکیه به دنبال حق وحقوق هویتی خود هستند. یعنی به دنبال راه یافتن به پارلمان و داشتن نخست وزیر و خواسته های دیگر هستند. در ادامه دیدیم که در واکنش به همه پرسی اقلیم کردستان در ایران نیز عده ای خوشحالی کردند. کردهای ایران نیز در خواست هایی دارند ولی خوشحالی آنها هم به این به خاطر این نیست که خواستار استقلال و یا پیوستن به کردستانی بزرگ باشند. آنها به خوبی شرایط کشور را درک می کنند و متوجه منابع طبیعی کشور چون گاز ونفت غیره هستند. در حال حاضر کردهای سوریه به دنبال خودمختاری هستند و هیچ گاه بحث استقلال را مطرح نمی کنند.

اما در سویی دیگر در عراق دیدیم که همه پرسی برگزار شد. دلیلی که بارزانی دست به این اقدام زد اوضاع کنونی عراق بود که دریافت اوضاع داعش وخیم بوده و کار این گروه تروریستی رو به اتمام است و همینطور به این نتیجه رسید که با این تحولات ارتش عراق و نیروهای حشدالشعبی تهدیدی برای استقلال خواهان محسوب می شوند. بارزانی با پشتوانه لابی صهیونیستی همه پرسی را برگزار کرد. وی به این نتیجه رسید که حمایت لابی یهودی از وی در نهایت به حمایت آمریکا نیز منجر خواهد شد. البته این نکته را عرض کنم که بخشی از آمریکا نیز با مواضع بارزانی موافق هستند ولی زمان آن را مناسب نمی دانند.بنابراین این پروژه برای به وجود آمدن اسرائیلی دوم بود. بارزانی بارها از اسرائیل تشکر کرد و در زمان رای گیری هم در تعدادی از مراکز رای گیری جمله اسراییل دوم نوشته شده بود. اقدام بارزانی در میان چهار کشوری که مخالف مواضع رژیم صهیونیستی هستند کاری از اساس اشتباه بود. یعنی ایران، سوریه، عراق و ترکیه کشورهایی هستند که هرکدام به نوعی با رژیم صهیونیستی درگیری هایی دارند. حتی ترکیه ای که سالها تلاش کرد تا بهبودی در روابط آنکارا و تل آویو به وجود آید نتوانست. زیرا رژیم صهیونیستی بیشترین بهره را از دولت های لیبرال و غیر دینی در گذشته می برده است.

خبرآنلاین: بنابر اظهارات شما چه سرنوشتی در انتظار بارزانی خواهد بود؟

فرجی راد: اگر ایران، ترکیه و عراق مسیری کنونی را با سرعت بیشتری ادامه دهند و بتوانند مرزهای زمینی و هوایی را در اختیار خود بگیرند. در این راستا بقیه احزاب کرد نیز بارزانی را بابت همه پرسی سرزنش و متهم کردند و اقدام وی را در جهت منافع شخصی وی تلقی کرده اند. سازمان ملل و بقیه کشورها بارزانی را به رسمیت نشناختند زیرا حاکمیت اصلی تحت نظر دولت بغداد است.

خبرآنلاین: آقای ملائک برخی همه پرسی و استقلال اقلیم کردستان عراق را حق طبیعی آنان می دانند ارزیابی شما از این دیدگاه چیست؟

ملائک: مسایل کردها را نمی توان ساده تلقی کرد. آنها واحد اجتماعی منسجمی هستند و تنها مشکل آنها این است که تا کنون فرصتی را برای اعلام استقلال پیدا نکرده اند.

خبرآنلاین: منظور شما از منسجم بودن چیست؟ زیرا برخی معقدند اختلاف میان کردها بسیار زیاد و پایان ناپذیر است.

ملائک: خیر به نظر من این صحبت ها صحیح نیست. برای مثال وقتی صحبت از اوجالان میشد برخی او را متعلق به ترکیه و برخی نیز او را متعلق به کل کردستان می دانستند عده ای که او را متعلق به کردها می دانستند می گفتند که وی در بخش هایی در کردستان عراق پست بازرسی دارد. اوجالان بر اساس مرزبندی، مبنا را ارومیه قرار داده بود و اعتقاد داشت که ترکیه ای وجود ندارد! افرادی مانند اوجالان، بارزانی و برهم صالح در سوریه وحتی کردهای ایران همگی بر یک حرف تاکید دارند و هیچ مغایرتی را نمی توانید در صحبت های آنان پیدا کنید. از نظر ظرفیت، توانمندی و یا هر چیزی که از آن یاد کنیم دولت های مرکزی هیچ تلاشی نکردند که این قوم را در درون خود مناسبات سیاسی خود تعریف کنند و همیشه در حاشیه بودند . بنابراین ظرفیت بالقوه استقلال طلبی همیشه به عنوان یک روح و عنصر سیاسی در کردها وجود دارد. تحت فشار هم ممکن است از خواسته خود کوتاه بیایند ولی دلیلی بر آن نیست که آنها همیشه این مساله را فراموش کنند.

بنابراین افرادی که استقلال کردها را به رسمیت می شناسند از این دید به قضیه نگاه می کنند. به عقیده من در پانزده یا بیست سال آینده یک هویت کردی به عنوان دولت در منطقه پدید خواهد. البته بررسی چگونگی شکل گیری آن را نمی توان با صراحت تحلیل کرد. سوریه می تواند اولین کشوری باشد که این اتفاق در آن رخ می دهد؛ زیرا ضعیف ترین دولت مرکزی را در حال حاضر این کشور دارد. بارزانی از سال 1991 در کردستان عراق حاکم بوده است. در آن برهه از زمان هیچ دولتی حق این را نداشت که وارد این منطقه شود. به نظر من ضعف دولت مرکزی سوریه سبب تشکیل دولت کردی در این کشور خواهد شد ودر پی آن هویتی مستقل شکل خواهد گرفت. درباره ترکیه و در پاسخ به اظهارات آقای فرجی هم می توانیم بحثی داشته باشیم که به نظر من بسیار حائز اهمیت است. پس از کودتای ترکیه این کشور درحال متحول کردن نهادهای درونی خود است به طوری که افراد زیادی از مراکز فکری ، قوه قضائیه و دیگر نهادهای سیاسی ، نظامی و امنیتی اخراج شدند و افرادی هم که جایگزین شدند بر مبنای تخصص انتخاب نشدند و تنها ملاک وفاداری به حکومت فعلی بود که به نوعی می توان آن را انقلاب نامید. موضوع بعدی که عنوان می کنم این است که چرا ترکیه اس 400 می خرد؟ و چه هواپیمایی قرار است به این کشور حمله کند؟ ترکیه همانطور که عرض کردم در حال تغییر در نهادهای خود است و با توجه به اینکه هسته این حکومت دارای یک حکومت اسلامی است باید دید در برابر تجزیه احتمالی می تواند مقاومت کند که به عقیده من این موضوع بستگی به همکاری با کشورهایی چون ایران و عراق دارد و همانطور که می دانیم اتحاد و همبستگی کردهای این کشور به مراتب بیشتر از سایر کرد هاست.

خبرآنلاین: آقای فرجی راد همانطور که آقای ملائک اشاره کردند ترکیه برای کنترل وساماندهی بخش های کردنشین و جلوگیری از تجزیه عراق نیاز به همکاری با ایران و عراق دارد. با توجه به جمعیت زیاد کردها در ترکیه و سطح معیشت آنان به نظر شما آیا این موضوع نمی تواند در آینده ای نزدیک برای آنکارا دردسرساز باشد؟

فرجی راد: در این زمینه باید موضوع را به صورت تحقیقاتی و ریشه ای مورد ارزیابی قرار داد. در صد بالایی از کردهای ترکیه را علوی ها تشکیل می دهند. این موضوع را هم در نظر داشته باشید که علوی بودن در بعضی مواقع وزنه سنگین تری نسبت کرد بودن دارد. کردهای ترکیه همانند کردهای ایران و عراق بسته نیستند. فشار اردوغان پس از کودتا نیزیک واقعیت است اما فضایی که برای کردها در این تحولات باز شد ادامه دارد. به موضوع دستگیری و برکناری تعدادی از اعضای حزب خلق نیز اشاره می کنم اما این را هم در نظر داشته باشیم که کردها می توانند در اقتصاد ترکیه سهم بسزایی داشته باشند و در طرح توسعه اقتصادی اردوغان نقش آفرینی کنند. در حال حاضر با تلاش دولت ترکیه فضاهای خوبی برای پیشرفت و توسعه کردها در ترکیه فراهم شده است، البته پس از سرکوب هایی که در یک سال گذشته صورت گرفت، ترکیه نیز با چالش هایی مواجه شد. ناسیونالیسم کردی در رابطه با کوبانی، پ.ک.ک و غیره که در حال شکل گیری است و اشتراکاتی که بین کرد سوریه و پ.ک.ک وجود دارد و با توجه به درگیری های این گروه ها با کردهای ائتلاف عراق و همچنین حمایت آمریکا از گروه های کردی در شمال عراق نمونه های آن بودند و در این زمینه هم موفق عمل کرد. همینطور از متصل شدن دو منطقه کردی در شمال حلب نیز ممانعت به عمل آورد. بنابراین می توان عنوان کرد که وضعیت کردهای ترکیه نسبتا مطلوب است و دربسیاری از فعالیت های اجتماعی و اقتصادی فعالند.

49311


مشاهده در وبسایت منبع