در سال ۱۳۶۹ که زلزله وحشتناک و پرتلفات منجیل روی داد یکی از دوستان نظامی من دریادار فقید اشکبوس دانه کار که خدا بیامرز خیلی زود در میان سالی درگذشت طرح بزرگ و جامعی تهیه کرد که من در مجله ماهانه کهکشان آن را به چاپ رساندم و در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی خیلی ...

قدس آنلاین - در سال ۱۳۶۹ که زلزله وحشتناک و پرتلفات منجیل روی داد یکی از دوستان نظامی من دریادار فقید اشکبوس دانه کار که خدا بیامرز خیلی زود در میان سالی درگذشت طرح بزرگ و جامعی تهیه کرد که من در مجله ماهانه کهکشان آن را به چاپ رساندم و در دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی خیلی مورد توجه قرار گرفت و قرار بود به اجرا دربیاید که نشد.

مرحوم دریادار اشکبوس دانه کار در طرح جامع خود تمام دقایق و نکات مربوط به حدوث زلزله، راهکارهای کاهش تلفات، خارج کردن زندگان از زیر آوار با استفاده از یک گروهان و حدود ۵۰ سگ زنده یاب، انبار کردن هزاران چادر برای اسکان زلزله زدکان. تهیه هزاران کانکس برای شهرک سازی موقت تعداد اتومبیل های آتش نشانی، تانکرهای حامل آب، آشپزخانه های صحرایی که فورا به محل انتقال یافته و مشغول تهیه غذا برای مردم شوند، حتی دستشویی های از پیش آماده شده، بیمارستان های صحرایی، نانوایی های مورد نیاز را که به صورت کاروان بود پیش بینی کرده بود. او پیش بینی کرده بود که انبارهای سازمان مخصوص تعدیل عوارض زلزله باید همیشه مملو از گونی های برنج و گندم و آرد باشد، تعداد چند میلیون قوطی کنسرو گوشت و ماهی و لوبیا و... پیوسته در انبار آماده باشد.

یک سازمان داوطلبان تشکیل شود که اعضای آن پس از وقوع هر زلزله احضار و به مراکز زلزله اعزام شوند. آن مرحوم می گفت ایران زلزله خیز است. در تاریخ ایران زلزله مرتبا ثبت شده است. او حتی تعداد پزشکان و پرستاران را پیش بینی کرده بود. قرار بود چند هواپیمای حمل و نقل ارتش همیشه برای کمک رسانی در اختیار سازمان کنترل زلزله و سیل و امثالهم باشند.

او پیشنهاد می کرد کارخانه های خودروسازی کشور صد هزار کانکس مجهز به چرخ بسازند که به محض وقوع زلزله این کانکس ها به محل حادثه منتقل و در آنجا مورد استفاده قرار گیرند.

در زلزله اخیر سرپل ذهاب و نواحی غربی کشور دیده شد که فقط دو تیپ ارتش به کمک مردم شتافتند و در کلیپ های خبری هست که کاوشگران با گوشی تلفن همراه خود به تفحض اشتغال داشتند.

در ایران تا تاریخ به یاد دارد زلزله روی داده است. زلزله گرگان، زلزله بویین زهرا، زلزله طبس و صدها مورد دیگر. در سال های دهه ۱۳۰۰ هـ. ش، زلزله شهر سلماس را ویران کرد. در حدود سال ۱۳۰۸ زلزله به مازندران خرابی های وارد وارد ساخت. زلزله زمانی قوچان را لرزاند. زلزله روزیگاری شهر باعظمت ری را به ویرانه ای بدل کرد. زلزله های ایران بسیار مشهور و پرهزینه است قطران از زلزله بزرگ تبریز سخن رانده است.

امروز زلزله امری عادت و متعارف شده است. زلزله بم ۳۰۰۰۰ تن تلفات بر جای گذاشت. تلفات زلزله اخیر به ۵۰۰ تن نرسید. زیرا خانه های گلین و چینه ای قدیم جای خود را به سازمان های محکمتری داده بود.

دولت باید برای وقوع حوادث طبیعی آماده باشد. چندی پیش هلال احمر از تجهیز ۸۰۰ دستگاه آمبولانس می گفت. اما امروز می گوید فقط ۵۳ دستگاه آمبولانس در تهران در اختیار هلال احمر است در حالیکه این تعداد باید ۳۶۰ دستگاه باشد! پس آن ۸۰۰ دستگاهی که تصاویرش را به رخ مردم می کشاندند از لشکر فرشتگان و اجنه بودند؟

آقای مسعود تهرانچی یک آمبولانس ساز است سال ها ناله و استغاثه می کرد که "من آمبولانس را روی شاسی نیز سوار می کنم ولی می روند از خارجه آمبولانس می خرند.» چرا به جای این خودروهای بنجل خطرناک که به من مفت هم بدهند نمی پذیرم، ساخت آمبولانس و کامیون در دستورشان نیست.

چرا یک نفر نظامی و امیر ارتش را در راس این سازمان یا ستاد بحران نمی گذارند؟

این آقای مسئول کنونی چرا امروز ابراز درد می کند که آمبولانس نداریم. دارو پتو و چادر نداریم.

این اقلام مورد نیاز را که شب بعد از وقوع زلزله نباید از مردم طلب کرد.

وقتی شما مرتبا میلیاردها دلار پول و اقلام به کشورهای دیگر کمک می کنید چرا برای موارد ضروری برای مردم، اقلام مورد نیاز را انبار نمی کنید؟

پیشنهاد من اینست هیئتی مانند خیرین مدرسه ساز را در این کار مشارکت دهید. مرحوم اشکبوس دانه کار حتی پیش بینی کرده بود چه تعداد کفن و تابوت برای متوفیات باید پیش بینی شود. پیش بینی کرده بود گورستان هایی باید به همین منظور احداث شود. تعداد جیپ ها، کامیون ها، آمبولانس ها، کفش کش ها را پیش بینی کرده بود. سازمانی برای اسکان و اقامت موقت، سازمانی برای تغذیه، سازمانی برای امور بهداشتی و درمانی و سازمان کوچکی برای دریافت کمک های مردمی از داخل و بین المللی از خارج درون سازمان اصلی پیش بینی کرده بود.

اول از هر کار شروع به مطالبه از مردم می کنند و شماره حساب می دهند که مردم کمک هایشان را در آن حساب بریزند، مات و سرگشته می شوند و دور خودشان می چرخند و در نهایت خجالت می گویند تهران به ۳۶۰ دستگاه آمبولانس احتیاج دارد در حالی که ما فقط ۵۳ آمبولانس داریم. پس آن ۸۰۰ آمبولانس چی شد؟

شاید در استان ها پخش و پلا هستند، اما لازمست که انبار هلال احمر و ستاد بحران پیوسته پر و غنی و آماده باشد و منتظر اهدایی های مردم نباشد. هر چند مردم آن کمک ها را می کنند و قلب پاک و نیت خبر مردم همیشه آماده کمک می باشد اما به هر حال باید وضعیت سیل و زلزله را جدی گرفت.

یک سرتیپ ارتش را در راس این سازمان بگذارید و ژنراتورهای برق، آشپزخانه صحرایی، انواع وسایل برای احداث شهرک های موقت متحرک، تانکرهای آب، نانوایی متحرک و تمام اقلام را پیوسته در دسترس نگاه دارید.

مشاهده در وبسایت منبع