گفتاری در درمانگری اخلاقی ذهن آگاه/ (mindfulness moral therapy (mimt))

علیرغم این باور که دغدغه درمانگری و آنچه در ساحت عمل به کار آید، مسئولیت اصلی فیلسوفان (اخلاق) نیست، برخی بر این باورند که "فلسفه بدون محتوای روانشناختی تهی است، اما کاوشهای روانشناختی نیز بدون بینش فلسفی، نابینا است".

علیرغم این باور که دغدغه درمانگری و آنچه در ساحت عمل به کار آید، مسئولیت اصلی فیلسوفان (اخلاق) نیست، برخی بر این باورند که "فلسفه بدون محتوای روانشناختی تهی است، اما کاوشهای روانشناختی نیز بدون بینش فلسفی، نابینا است".
نظریه پردازی در پیوند فلسفه و روانشناسی، که بخشی از آن را در ساحت روانشناسی اخلاق میتوان جستجو کرد، به سالهای بسیار دور باز گشته و تاکنون نیز ادامه دارد. با این وجود، این پرسش قابل طرح است که آیا روانشناسان معاصر کمتر به ضرورت فلسفه در نظریه پردازی روانشناختی و رواندرمانگری باور دارند یا فیلسوفان معاصر به دغدغه های روانشناسان بهای لازم را نمیدهند؟ بعلاوه، مواجهه با باورهایی از این دست که در پرتو گرایش به نظرات روان درمانگران و زاویه گرفتن از نظرات فیلسوفان میتوان به زندگی مطلوبتری دست یافت، نگارنده را سخت به تامل واداشت که چگونه میتوان میان دغدغه های روانشناختی و رواندرمانگری از یکسو و فلسفه اخلاق از دیگر سو، آشتی برقرار نمود.

ایدهی "درمانگری اخلاقی ذهن آگاه" که در طلیعه نظریه پردازی است، تلاش میکند تا با روشی غیرتهی و کاملا بینا، از یکسو از میراث غنی فلسفی فاصله نگیرد؛ از سوی دیگر، نظریه ها و مکاتب روانشاختی به خصوص نظریههای رشد ذهن را در نظریه پردازی مهم بداند؛ و در نهایت راهکارهای درمانگری که در مکاتب مختلف روانشناسی مطرح است را ابتدا با آزمون فلسفی-اخلاقی سنجیده و سپس از آنها بهره گیرد.

امید است این مهم، با یاری فرهیختگان و اصحاب اندیشه به فرجام رسیده و در مسیر کمال، راهگشا گردد.

سیدمحمدحسین میرمحمدی

عضو گروه اخلاق دانشگاه سوئیس

مشاهده در وبسایت منبع