نامه ی کسی که مقابل وزارت علوم چادر می زند

«محمد نقدی»، عضو هیات علمی طرح سربازی در دانشگاه ایلام، در متنی با عنوان «نامه ی سرگشاده شماره ی ٤ در جواب به اظهارات به اصطلاح مسوولان»، نوشته است: رییس مرکز جذب اعضای هیات علمی وزارت علوم به جای توهین و تهمت زنی در مقابل مسوولیت و عملکردش پاسخگو باشد.

«محمد نقدی»، عضو هیات علمی طرح سربازی در دانشگاه ایلام، در متنی با عنوان «نامه ی سرگشاده شماره ی ٤ در جواب به اظهارات به اصطلاح مسوولان»، نوشته است: رییس مرکز جذب اعضای هیات علمی وزارت علوم به جای توهین و تهمت زنی در مقابل مسوولیت و عملکردش پاسخگو باشد.
وی در توضیح متن ارسالی به انصاف نیوز نوشته است: «در اعتراض به تخلفات بوجود آمده در فرایند تبدیل وضعیت کاری بنده بعنوان هیات علمی و ظلم های انجام شده در این زمینه، بنده اعتراضی چند روزه را با بیان خواسته و نصب بنرو برپایی چادر در مقابل ساختمان وزارت علوم در نیمه دوم اسفند ١٣٩٦ و اوایل اردیبهشت ١٣٩٧ جمعا به مدت ٨ شبانه روز انجام نمودم؛ اما متاسفانه تاکنون مسوولان مربوطه در وزارت علوم پاسخی به درخواست های قانونی بنده و یا بررسی جدی انجام نداده اند؛ لذا تقاضای اطلاع رسانی به سبب تنویر افکار عمومی از چنین فرایندهایی دارم. در فایل پیوست ضمن بیان مختصری از ماجرا پاسخ هایی به اظهاراتی از دو مسوول مربوطه در دانشگاه ایلام و وزارت علوم نیز ارایه شده است که تقاضای انتشار عمومی آن را دارم؛ و در صورت لزوم تمام پیوست های مربوطه و اسناد لازم نیز در اختیار قرار می گیرند؛ در ضمن اینکه بنده همواره آماده پاسخگویی و یا گفت وگو در این زمینه می باشم».

متن کامل نامه ی «محمد نقدی» در پی می آید:

اینجانب محمد نقدی دانش آموخته دکتری فیزیک در شهریور ١٣٩٠، که از مهر ١٣٨٤ به مدت چهار و نیم سال بورسیه هیات علمی برای دانشگاه ایلام بوده ام و از زمان فارغ التحصیلی تا هشتم آذر ١٣٩٤ عضو هیات علمی طرح سربازی بوده ام، تبدیل وضعیتم به هیات علمی پیمانی از زمان پایان وضعیت قبلی تاکنون نزدیک سه سال است که انجام نشده است. واضح است که مسوولین هیات اجرایی جذب دانشگاه ایلام و در راس آن رییس و دبیر پیشین وکنونی آن تخلف کرده اند از جمله از این حیث که:

١) استخدام بورسیه های قانونی برای دانشگاهها الزامی است؛ در واقع طبیعی است که وقتی کسی تمام فرصت های دیگر برای کار و فعالیت در کنار گذاشته و متقاضی کار برای محلی در آینده با انتخاب خود شده و آن محل هم تایید کرده، باید بدون دردسر و بلافاصله پس از پایان تحصیل به استخدام آن موسسه در آید.

٢) طبق قانون هیات عالی جذب، مدت زمان فرایند جذب در دانشگاهها آنهم برای متقاضیان جدید ٧٧ روز باید باشد؛ بعبارتی در این مدت هیات اجرایی جذب دانشگاهها بایستی صلاحیت های علمی و عمومی متقاضیان را از طریق مراجع مربوطه بررسی نمایند و رای مکتوب خود را به متقاضی پس از این مدت در مورد پذیرش و یا دلایل عدم پذیرش اعلام دارد؛ این درحالیست که من نه تنها بورسیه و هیات علمی همان محل بوده ام، تقاضای تبدیل وضعیتم را بیش از یکسال قبل از پایان دوره قبلی ارائه نموده ام، علاوه بر اینکه فعالیتهای علمی آموزشی و پژوهشی و حضور در محل کارم را بطور پیوسته ادامه داده ام که حضورم در محل کار را به اجبار با گرفتن محل کار از تاریخ ٢٨/١١/١٣٩٦ بطریق کاملا توهین آمیزی و بدون اطلاع یا ابلاغی به بنده با تعویض قفل اتاق و برداشتن تابلو انجام و تدریس را نیز تا یک ماه پیش آنهم بطرز سخیف و غیرقانونی با تهدید دانشجویان به عدم حضور در کلاسهای من علیرغم برگزاری بیش از نیم جلسات درسی آنهم دروس تخصصی و گرایشی دانشجویان کارشناسی و ارشد، بدون هیچ ابلاغ یا اعلام کتبی از علل انجام چنین کارهایی، قطع کردند و در عمل مانع ورود من به “دانشگاه شان” بطرز کاملا غیرقانونی و زورگویانه شده اند.

٣) فعالیت من بدون هیچگونه مشکل آموزشی، پژوهشی و فرهنگی در دانشگاه در دوره هیات علمی طرح سربازی و پس از آن تاکنون انجام شده است که مستندات لازم و کافی در تایید این وجود دارند و روشن می نماید که دلیل چنین تاخیرها، برخوردها و توهین هایی بجز سلیقه و خودرایی رییس دانشگاه و معاون آموزشی و دبیر جذبش نبوده و نیست.

٤) علاوه بر اینکه مدارک و سوابق تحصیلی بنده در بالاترین سطح هستند، نیاز به رشته و تخصص من در دانشگاه بدیهی است (در واقع خوب است گفته شود که در زمینه تخصص دکترای بنده نه تنها در دانشگاه ایلام بلکه تقریبا در تمام دانشگاههای اطرف هیچ شخصی بعنوان هیات علمی وجود ندارد)؛ و همچنین اینکه در حال حاضر بعضی از دروس تخصصی بویژه دانشجویان کارشناسی ارشد در دانشگاه ایلام، که به اهتمام خودم پذیرش شده اند، را تنها بنده تدریس نموده ام و اکنون نیز در وضعیت بدی به علت نبود نیروی علمی متخصص و متناسب برای آموزش و راهنمای شان قرار گرفته اند.

٥) مسوولین جذب دانشگاه ایلام، نزدیک چهار سال است که بنده را در این مورد آزار داده اند؛ مدتی مرا مشغول به رفع ابهام از پرونده قبلی با تعهد گیری و روشهای توهین آمیز نمودند؛ مدتی طولانی به استعلام و تحقیق و همینگونه هر چند ماه یک بخش کوچک را به سلیقه خود انجام می دادند و پس از مدتی آن هم از نظر زمانی منقضی می شود و بازهم از نو! و وزارت علوم هم به جای نظارت، بازخواست و برخورد با این تخلفات مماشات کرده و می کند و در عمل در کنار متخلفان است.

به دنبال شکایتم به وزارتخانه علوم از تیر ١٣٩٥، متاسفانه رسیدگی جدی و پاسخگویی مناسب را در هیچکدام از قسمتهای وزارت علوم ندیدم بطوریکه پس از این مدت طولانی و علیرغم اذعان برخی مسوولان به تخلف و رفتارهای لجوجانه و غرض ورزانه رییس دانشگاه ایلام، روابط پشت پرده و همچنین ظن تبانی ایشان با برخی آز آنها می رود. از جمله رییس مرکز جذب وزارت علوم، در دو ماه اخیر به همراهی صریح تر با تخلفات ایشان، علاوه بر کذب گویی و توهین و تهمت به بنده روی آورده است. در نتیجه این عدم رسیدگی و پاسخگویی مناسب وزارتخانه، بنده در اسفند ١٣٩٦ دو بار و از اول اردیبهشت ١٣٩٧ نیز یکبار مقابل ساختمان مرکزی وزارتخانه جمعا به مدت ٨ روز تحصن نمودم؛ متاسفانه بجز وعده های واهی برای رسیدگی از طرفی برخی مسوولان در وزارتخانه، در عمل هیچکدام از مسوولان و مدیران آن وظیفه خود را پاسخ دادن در این زمینه ندانسته و بدیهی است که چنین رویه های بی تفاوتی در مقابل اعتراض و درخواست های قانونی یک شخص علمی و به اصطلاح “استاد دانشگاه” زیر سوال و نشان از مدیریتی ناکارآمد در آن مجموعه است. دلیل بی توجهی و اعتنایی به اعتراضات بحق بنده چیست؟ یک شخص معمولی و در واقع یک راننده تاکسی درب وزارت علوم نیز برای برخورد با چنین وضعیتی راهکار داشت: باید وزیر علوم یا یکی از معاونان یا مدیرانش را به نمایندگی می فرستاد با بنده صحبت و مورد را با دستورش رسیدگی می کرد و پاسخ می گفت که مشکل چیست، تخلف کی کرده و نتیجه را هم اعلام می نمود؛ آیا بجز بی مسوولیتی، عدم شایستگی مدیریتی و روابط سخیف پشت پرده باعث عدم واکنشی جدی از طرف مسوولان یک وزارتخانه می شود؟!

اینکه رییس دانشگاه ایلام، سه سال است نزد مسوولان وزارت علوم بطور شفاهی و مکتوب و همچنین در رسانه ها متوسل به دروغ گویی، مغالطه و حرف های مبهم زدن و رد گم کنی از اصل ماجرای در مورد کاری بنده و تخلفات مسلم خود در این زمینه می شود عجیب نیست! چراکه سبک ایشان معلوم است که آمیخته ای از خودرایی، زورگویی، کدخدابازی و روابط و سفارش و غلام پروری است؛ پس بنده نیز از سبک ایشان و زیردستانش زیاد تعجب نمی کنم که دانشگاه را با جای دیگر و ملک شخصی اجدادی خود اشتباه گرفته اند؛ اما اینکه مسوول اصلی مرکز جذب وزارتخانه به جای پاسخگویی در مقابل وظایفش، به همراهی با متخلفان، سیاه نمایی علیه بنده و حرف های دون شان روی می آورد جای سوال است!؟

در واقع، طبق بند ١٠ ماده ٢ آیین نامه هیات عالی جذب یکی از وظایف هیات مرکزی جذب وزارت علوم “رسیدگی به کلیه شکایات مطروحه و نظارت بر عملکرد هیات های اجرایی جذب و ارزیابی فعالیت های آنها و ارائه گزارش آن به مراجع ذیربط” است. در طول حدود سه سال گذشته، بنده شش بار به ایشان نامه کتبی با فاصله چند ماه یکبار، با ثبت در دبیرخانه مرکز جذب نوشته ام و بیش از همین تعداد دفعات با ایشان ملاقات و بلکه بیشتر با معاونان، مدیران و کارکنان حوزه اش صحبت نموده ام. به دنبال استعلام کتبی بنده و رییس دانشگاه ایلام بطور جداگانه در مورد کاری من، ایشان در نامه های تاریخ ١٨ و ٢٥ مهر ١٣٩٤ جواز تشکیل پرونده پیمانی برای بنده طبق قانون را به رییس دانشگاه ایلام ابلاغ نموده است؛ اکنون ایشان به جای بازخواست و برخورد با مسوولان جذب دانشگاه ایلام که چرا فرایند ٧٧ روزه را بیش از ده برابر کرده اند و در عمل نامه ایشان را اجرا ننموده اند، یا به جای اینکه به مکالمات و نامه های مدیرانش از جمله دو نامه معاون پیشین نظارت و امور استان هایش به مسوولین جذب دانشگاه ایلام مراجعه کند؛ و یا تاریخچه شکایات من و دلایل آن شکایات و مراجعات که تاخیرهای طولانی و ایجاد مشکلات کاری به سبک سلیقه ای برای من از طرف رییس و دبیر جذب دانشگاه ایلام بوده است را مطالعه کند، به جای پاسخگویی در مقابل مسوولیتش و اهمال کاری در برخورد با متخلفان، پس از بیش از دو سال و نیم از آن نامه ها نه تنها به من که معترض چنین وضعیتی شده ام حمله می کند! بلکه به همدستی و تبانی با متخلفان روی آورده است. آیا نباید تاسف خورد برای چنین مدیرانی در آموزش عالی؟

از جمله چنین رویه های خاص و متناقض، در جریان یک مراجعه من به ایشان در تاریخ ٢٥ بهمن ١٣٩٦ به ایشان روی داده است که از ایشان درخواست جدی نمودم که باتوجه به اینهمه مراجعه و مکاتبه من به ایشان و متاسفانه بی تفاوتی رییس دانشگاه ایلام، تکلیف بنده روشن شود؛ ایشان نیز ابتدا با تایید گفته های بنده بطور شفاهی و اینکه باید دانشگاه در مدت مشخص تکلیف من را مشخص می نمود، مانند افراد دیگر با وضعیت مشابه باید با من برخورد می شد و در این مدت مسوولیت پاسخگویی مطالباتم با دانشگاه است، اما در نامه نگاشته شده شان از عبارت های متناقض و مبهمی مانند شرکت در فراخوان جذب استفاده نموده است که از نظر قانونی در مورد بنده موضوعیتی ندارند و علیرغم اصرار من که یا بنویسید مانند تمام افراد دیگر، یا از این عبارات استفاده نکنید چون که در دانشگاه کوچک ایلام با مدیرانی کوچک منش تر، این باعث مشکل است و در واقع همان هم شد… در واقع آن نامه که از ابتداء و طبق گفته ی ایشان برای بازخواست مسوولان دانشگاه ایلام بود باعث شد که اتاق محل کار و واحدهای درسی از من گرفته شود و در واقع من از دانشگاه به زور و بدون هیچ ابلاغی کنار گذاشته شوم… پس از آن به ایشان مراجعه نمودم و گفتم این نامه شما باعث شر شد به جای خیر! که ایشان نه تنها کار رییس دانشگاه ایلام (که دنبال بهانه ای دیگر بود که با من برخورد دیگر نماید) را تایید بلکه چند تهدید دیگر نثار من کرد که شما رد هستید و چه و چه… به همین راحتی! چون در مقابل عملکرد ایشان ایستاده ام و می گویم که شما همدست متخلفید و گرنه چرا باید از موبایل شخصی با شماره ذخیره شده به رییس دانشگاه ایلام زنگ بزنید و نظر او برایتان درمورد کار من معیار باشد درحالیکه من سه سال است شاکی عملکرد او در مورد پرونده ام هستم و به شما بعنوان ناظر و داور مراجعه کرده ام و شما قاعدتا نباید از ایشان که مخالف من است در مورد من بپرسید.

ایشان که ظاهرا حواسش هم نیست که قبلا چه گفته، نوشته و یا می نویسد و از قانونی که برایش معین کرده اند و یا خودش وضع کرده و باید اجرا کند نیز سرباز می زند، اخیرا در یک مصاحبه با خبرگزاری در مورد بنده از حرف های مبهم، کذب و خلاف قانون استفاده کرده است که در همینجا به آنها نیز پاسخ می دهم. ظاهرا اینان وقتی که می بینند در انجام وظایف خود کوتاهی کرده اند و از طرفی با متخلفان برخوردی نشده و متقاضی مانند من نیز اعتراض می کند، با سبکی غلط به جای پذیرش کوتاهی ها و قصور خود و یا عذر خواهی شروع به تخریب طرف و علم کردن هر آنچه که بوده و نیست می کنند؛ این کدام رویه علمی و یا طبق آیین و تعالیم کدام دین است؟!

ایشان گفته است که “در ۳۱ فروردین سال ۹۱، کارگروه بررسی صلاحیت عمومی دانشگاه ایلام، عدم تایید صلاحیت عمومی او را برای طرح سربازی اعلام می کند”. سوال این است که عدم تایید صلاحیت من در حالیکه مشغول فعالیت علمی در دانشگاه و در محل کارم بوده ام به چه دلیل و بر پایه چه مستندی بوده است؟ چرا به من ابلاغ نشده است و چرا بلافاصله پس از آن جلوی فعالیت من گرفته نشده است؟ بطور ویژه باید مشخص شود که به چه علت صلاحیت عمومی من رد شده است؛ لطفا مستندات ارائه و اعلام عمومی شوند؛ مگر می شود که چون چند فرد از شما خوششان نمی آید و یا موافق سبک سلیقه ای شان نیستید و یا انتقاد می کنید شما را رد کنند و تمام!؟ در ثانی به قول ایشان، بازهم به چه دلیل و مستندی “کارگروه بررسی صلاحیت عمومی هیات جذب مرکزی وزارت علوم نیز در تاریخ ۲۷ آبان ۹۱، صلاحیت این استاد را رد می کند و پس از تقاضای تجدیدنظر مجددا گروه در بررسی های خود رای به عدم صلاحیت ایشان می دهد”؟ مبنای این تصمیمات مبهم و ناشفاف چیست؟ مستندات و دلایل قوی این را اعلام کنید. آیا بجز این است که تصمیم هیات مرکزی جذب نیز صرفا تایید تصمیم هیات اجرای جذب دانشگاه ایلام و بدون مستند و سلیقه ای بوده است؟ و سپس می گوید “…. هیات مرکزی جذب به دانشگاه ایلام اعلام کرد که با توجه به اینکه او طرح سربازی را می گذراند، اگر مدت کوتاهی تا پایان دوره ضرورت را دارد، طرح سربازی را تمام کند و پس از آن نیز دانشگاه را ترک نماید” این گفته نیز دچار اشکال و مغلطه است؛ در واقع، در نامه تاریخ ٢٦ اسفند ١٣٩١ هیات مرکزی جذب هیچ صحبتی مبنی بر ترک دانشگاه نشده است و صرفا گفته شده است که دوره سربازی در دانشگاه باشند؛ علاوه بر اینکه تا آن تاریخ یک و نیم سال از تعهد چهار ساله طرح سربازی من گذشته بوده است و لذا مدت دو سال و نیم باقیمانده در مقایسه با یک و نیم سال کم نیست! ثالثا آن هیات یا هر شخص و مقام دیگر در وزارت علوم اگر نامه ای مبنتی بر ترک دانشگاه پس از اتمام تعهد طرح سربازی نوشته است قطعا غلط و تخلف قانونی کرده است؛ آن هیات طبق قانون صرفا صلاحیت تصمیم گیری برای وضعیت آن مقطع و آن پرونده را داشته است و نه تصمیم برای آینده و وضعیت آتی متقاضی. در واقع قطعا اگر مدرک و مستند قوی و غیرسلیقه ای علیه من در آن زمان می بود بنده نمی توانستم در آن وضعیت به کارم ادامه دهم.

در واقع، عضویت و صلاحیت هیات علمی طرح سربازی بنده طبق نامه تاریخ ٢٦/١٢/١٣٩١ شماره ٩٢٢٨٢ و نامه تاریخ ٢٦/٠١/١٣٩٢ شماره ٩٤٢٧٦ مرکز جذب وزارت علوم و همچنین نامه تاریخ ١٨/٠٦/١٣٩٢ شماره ٨٩٨٨٣ دفتر بازرسی وزارت علوم تایید شده است و با مغلطه های رییس مرکز جذب و یا هر شخص دیگر واقعیت تغییر نمی کند؛ پس بطور خلاصه آن پرونده طرح سربازی بنده با سه نامه اخیر و بخصوص نامه آخر که به دنبال شکایات مکرر من و پیگیرهایم در وزارتخانه و نهایتا بررسی در کمسیونی ویژه در وزارتخانه و به دستور وزیر وقت بوده است مختومه شده و بهانه کردن آن پرونده صرفا بی اخلاقی و فرار از مسوولیت و کتمان غرض اصلی از چنین برخوردهای سلیقه ای با بنده است؛ بعبارتی دیگر اگر من رد می شدم در همان وضعیت می شدم نه چهار سال با آن عنوان هیات علمی باشم و اکنون عده ای برای پوشاندن تخلفات و رویه های سلیقه ای خود بازهم به همان مورد مختومه شده قبلی آنهم از شش سال پیش متوسل شوند!

ایشان گفته است البته نظرات منفی مکرر در مورد این استاد معترض ناشی از عملکرد وی در دانشگاه ایلام پس از اتمام تحصیل در ۱۹ شهریور ۹۰ تا شروع دوره آموزشی طرح سربازی وجود داشت”! لطفا چند نمونه از این نظرات مکرر منفی! را با مستندات و اشخاصی که آنها را ابراز نموده اند بیان نمایید و بگذارید مردم هم بفهمند واقعیت چیست؟ آیا بجز کوچک منشی و عقب ماندگی فکر عده ای مسوول حقیر بوده است که تحمل سبک انتقادی قانونی و رویه علمی من را نداشته و علیه من پرونده ساخته و برای خود بریده و بافته اند؟! و البته مسوولان وقت جذب دانشگاه ایلام پس از بازگشت مجدد من به کار به اشتباهات خود پی بردند…. در ثانی محض اطلاع ایشان عرض کنم که بنده از سال ١٣٩٠ تا ١٣٩٤ چهار سال هیات علمی طرح سربازی بوده ام نه حق التدریس!

ایشان گفته است “دانشگاه ایلام می بایست، حداکثر برای دوره ضرورت به مدت دو سال ایشان را به کار بگیرد و بعد از آن با ارائه کارت پایان خدمت طبق حکم هیات مرکزی او را وادار به ترک دانشگاه کند. بنابراین اصلا مشخص نیست چرا به این استاد اجازه داده شده است به مدت چهار سال یعنی غیر از آن دوره ضرورت و احتیاط در دانشگاه بماند و مسوولان وقت باید به عنوان متخلف در این ارتباط به هیات انتظامی معرفی شوند”. باید عرض شود که تخلفات مسوولین دانشگاه ایلام اینکه حضرتعالی می فرمایید نیستند! شما ابتدا به قانون خود نوشته تان مراجعه کنید و ثالثا به گفتگوها، نامه ها و مکاتباتی که با شما و معاونانتان در طی سه سال گذشته داشته ام مراجعه نمایید. اول اینکه بفرمائید طبق کدام قانون باید برای چند سال آینده شخصی بنا به برداشت فعلی عده ای، که البته برای آن وضعیت فعلی هم تایید شده است، نظر و رای داده شود؟ این کدام بند و مصوبه قانونی است لطفا به ما هم نشان دهید؟ در ثانی تبصره ماده ١٣ قانون در دفترچه راهنمایی جذب در سایت مرکز جذب خودتان است که می گوید حتی “عدم پذیرش در یک مقطع مانع از شرکت در مقاطع دیگر نخواهد بود. در صورت شرکت مجدد داوطلب احراز صلاحیت بر مبنای وضعیت فعلی فرد می باشد. (عدم احراز صلاحیت قبلی ملاک عمل نمی باشد) شکایت برابر مقررات قابل رسیدگی می باشد”؛ بنابراین نه تنها در نهایت صلاحیت من برای دوره سربازی تایید شده است بلکه بدون مشکلی به کار خود ادامه داده ام و حتی مسوولین کنونی جذب دانشگاه ایلام من را حدود دو سال مشغول درست نمودن همان حرفهای سلیقه ای در پرونده قبلی طرح سربازی و تعهد گیری نموده اند که اعضای هیات اجرایی جذب دانشگاه ایلام و همچنین نماینده پیشین و کنونی ولی فقیه در دانشگاه نیز در جریان جزئیات آن هستند. در ضـمن، برخلاف ادعای ایشان، بنده از ١٩ شهریور ١٣٩٣ تقاضای تبدیل وضعیت نموده ام و جواب اینکه گفته است که “بنابراین جواب این درخواست کاملا روشن است که او حتی برای طرح سربازی تایید نشده است و طبعا برای تبدیل وضعیت به هیچ وجه صلاحیت قانونی وجود ندارد و جواب ایشان نیز صد در صد منفی بوده است” نیز باتوجه به گفته های بالا روشن است؛ که این حرفها سلیقه ای است و مبنای قانونی ندارد.

ایشان در گفته کذب دیگر می گوید ” استاد معترض دانشگاه ایلام از رد صلاحیت خود در هیات اجرایی جذب و هیات مرکزی جذب در ۱۴ شهریور ۹۳ به دیوان عالی اداری شکایت می کند و رای او در ۱۷ دی همین سال به منظور تجدیدنظر از سوی دیوان صادر می شود و در نهایت رای بدوی را تایید و قرار سقوط شکایت با رای قطعی را صادر می کند”. در جواب این هم باید بگویم نخیر! چنین نبوده و نیست؛ در واقع بدنبال نامه های تاریخ ٢٦/١٢/١٣٩١ شماره ٩٢٢٨٢ و نامه تاریخ ٢٦/٠١/١٣٩٢ شماره ٩٤٢٧٦ مرکز جذب وزارت علوم مبنی بر تایید صلاحیت دوره سربازی بنده و عدم قبول آن از طرف مسوولین وقت جذب دانشگاه ایلام و عدم قاطعیت لازم از طرف رییس وقت مرکز جذب وزارتخانه که می گفت توانایی من همان نامه ها بوده است و قاطعیتی در برخورد با مسوولین جذب دانشگاه در عدم اجرای آن نداشت، بنده پس از آن و در اردیبهشت ١٣٩٢ از هیات اجرایی جذب دانشگاه ایلام و مرکزی وزارت علوم به دیوان عدالت اداری برای دوره سربازی شکایت کردم؛ در رای آن نیز به استناد به اظهارات سلیقه ای مسوولین وقت هیات اجرایی جذب دانشگاه ایلام نوشته شده است که “شکایت رد شده است” و این قطعا به معنی محکومیت من و یا تایید گفته های آنها نیست! در ثانی وقتی این رای اولیه به من اعلام شد که من در محل کارم در دانشگاه ایلام بودم و بدون مشکل کارم را انجام می دادم و بطور خود بخود آن شکایت مختومه شده بود. بعلاوه، من به آن رای اعتراض نمودم و در مرحله تجدید نظر قرار داشت که به درخواست و تماس کارشناس حقوقی مرکز جذب وزارت علوم و مسوولین جذب دانشگاه ایلام که این شکایت را مختومه کنم و کلا آنرا پس بگیرم، از ادامه رسیدگی انصراف دادم و شکایت به کل پس گرفته شده و ساقط شده است؛ پس قبول رای بدوی و این چنین گفته ها کذب و بدور از واقعیت است، چراکه شکایت بکل پس گرفته شده است.

ایشان در ادامه صحبتش از گفتن دروغ و اظهارات توهین آمیز نیز ابایی ندارد و می گوید “مرحله دیگر اقدامات اعتراضی این استاد، استفاده از شیوه های پوپولیستی و شانتاژ و مصاحبه های کذب با نشریات بیگانه، مصاحبه با رسانه های ضدانقلاب بود که از این روش نیز به جایی نرسید. پس از آن استفاده از حربه مظلوم نمایی ضمن مراجعه به مسوولین مرکز جذب اعضای هیات علمی وزارت علوم اظهارداشت، مسوولین قبلی این مرکز به دلیل حضور او در ستاد انتخابات دکتر روحانی و فعالیت به نفع او، او را مورد بی مهری قرار داده و لذا از رییس این مرکز برای احقاق حق خود کمک خواست تا یک بار دیگر پرونده او از ابتدا تا انتها مورد بررسی بیطرفانه قرار بگیرد”. در واقع در پاسخ به این اظهارات سخیف و دون شان باید بگویم که متاسفم دهها مرتبه برای وزارت علوم کشوری به این بزرگی که شخصی چندین سال است ریاست مرکز جذب اساتیدش را در اختیار دارد که به راحتی دروغ می گوید، تهمت می زند در حالی که لباس روحانیت برتن دارد و در نمازهای جماعت امام جماعت میشود و وعظ و نصیحت هم می کند، ولی تلاش یک شخص برای رسیدن به حقوق پایمال شده اش را “شانتاژ” می نامد. از قضا ظاهرا ایشان در فرار روبه جلو و شانتاژ بسیار قهار است وکاشکی به جای این کارها در مقابل عملکرد و مسوولیت خودش کمی پاسخ می داد. یا “پوپولیست” ظاهرا یعنی عوامفریب! و تقریبا یعنی ریاکار! لطفا قضاوت نمایید که کی عوامفریب و ریاکار است. اینکه در حرف دم از تکریم ارباب رجوع بزنید ولی در پاسخ به مراجعات مکرر یک شخص شاکی، با بی احترامی و گفته ها و مواضع متناقض و توهین آمیز برخورد کنید و به تحصن او هم پاسخی ندهید بلکه لجبازیتان را بیشتر کنید، چه که عملکردتان را زیر سوال برده است، کدام تکریم است! شما اندکی به آن کتاب های دینی مراجعه نمایید و با عملکرد و برخوردتان با کسی که مورد ظلم قرار گرفته است و به شعارهایتان و همچنین دروغ هایی که به بنده منتسب نموده اید مقایسه کنید؛ ببینید در کجای آن قرار دارید!؟

متاسفانه ایشان آنقدر نسبت به حقوق مراجعان بی تفاوت است که وقتی من گفتم در اعتراض به چنین برخوردها و عدم رسیدگی تحصن می نمایم با خونسردی گفت! اصلا خودمان می گوییم چادری بزنید و بنویسید تحصن کنندگان… خسته می شوید می روید! و یا اینکه این کار بدعت است اگر ما پاسخ تحصن کننده و معترض را بدهیم! شما تامل کنید به طرز تفکر این به اصطلاح مسوول در وزارت علوم؛ ایشان به جای اینکه بیاید از فرد مورد ظلم قرار گرفته در حیطه کاری اش دلجویی کند و جوابش را با بررسی و بطور قانونی و نه با اظهاری مزاجی بدهد، می گوید پاسخگویی باعث بدعت است! واقعا باید کسانی که چنین افرادی را در این مناصب قرار داده و می دهند مورد بازخواست قرار گیرند که مگر قحطی آدم بوده است که این مغزهای متشعشع را در این جایگاههای مهم که سروکارش با استادان دانشگاهی است قرار داده اید؟

اول اینکه بنده تاکنون هیچ مصاحبه ای با نشریات بیگانه و رسانه های به قول ایشان “ضد انقلاب” نداشته ام (هر چند حق خود را برای مصاحبه با هر رسانه ای که واقعیات و گفته های من را منعکس کند محفوظ می دارم) و اگر ایشان در این زمینه مدرکی دارد حداقل برای تبرئه خود از دروغ گویی، لطفا منتشر کند؛ چند نامه سرگشاده بنده در رسانه های خارج از کشور منتشر شده اند و محتوای آنها کاملا و صد درصد درست و بنده پای تک تک کلمات در آنها هستم؛ ایشان بجایی اینکه صرفا به سلیقه ی خود همه چیز را کذب بداند لطفا یکبار اول نامه های که به ایشان نوشته ام را مطالعه دقیق نماید و سپس آن نامه های سرگشاده را نیز بخواند و اگر در هرکدام از آنها موردی خلاف واقع یا کذب بود با سند نشان دهد تا من بطور عمومی عذر خواهی کنم و گرنه ایشان حداقل اندکی از این لباسی که به تن دارد شرم کند. در ثانی انتشار نامه های سرگشاده از طرف من در نتیجه ی مسوولیت ناپذیری و عدم پاسخگویی و بررسی مناسب از طرف ایشان و دیگر مسوولان مربوطه در وزارت علوم بوده است که ظاهرا با متخلفان در دانشگاه ایلام در این زمینه همدست هم شده اید؛ و ما هم بازیچه ناکارآمدی و سوء مدیریت اینان شده ایم.

دوما اینکه خوب است ایشان بفرمایند منظورشان از “استفاده از حربه ی مظلوم نمایی” چیست؟ من در چند بار مراجعه به ایشان و تمام مسوولان وزارتخانه ضمن رعایت احترام و ادب، با قاطعیت صحبت های خود را گفته ام و اگر زمانی با آنها/ایشان ملایم صحبت کرده ام قطعا با شناختی است که از احول و روحیاتشان داشته ام که رفتارشان باغلب ه جای عقلانی بودن، مزاجی بوده است وگرنه بنده اگر چه در این مورد کاری مورد ظلم قرار گرفته ام و برای احقاق حقم تلاش می کنم اما آنرا با اقتدار و اطمینان کامل شروع نموده و ادامه می دهم؛ پس لطفا شما به جای این چنین اظهارات توهین آمیز و در شان خودتان، اگر دلیل و مستندی در اثبات این گفته دارید که من مظلوم نمایی کرده ام نشان دهید تا دیگران هم قضاوت کنند!

سوما برخلاف اظهار ایشان بنده هیچوقت نگفتم که “مسوولین قبلی این مرکز به دلیل حضور او در ستاد انتخابات دکتر روحانی و فعالیت به نفع او، او را مورد بی مهری قرار داده…”. چراکه اولا ماجرای من با مسوولین قبلی جذب مرکز در همان دوره دولت قبلی تمام شد و آنها همان وقت بودن من در دانشگاه را تایید کردند که از تاریخ نامه های که گفته ام هویداست، اگرچه ریشه این بهانه های رییس دانشگاه ایلام و ایشان به رویه های سلیقه ای مرکز جذب وزارت علوم همان دولت برمی گردد، و هر چند که خود اینان نیز در گفته های متناقض بعضی مواقع می گویندکاری به قبل ندارند که تمام شده است! اما شما مگر تفاوتی در عملکرد با آنها دارید؟ نه! من می گویم شما روی آنها را سفید نموده اید. بنده گفته ام در سال ١٣٩٢ از طرفداران تفکر اصلاح طلبی و متعاقب آن رییس جمهور منتخب بودم به امید اینکه اوضاع بهتر از قبل شود و در مرکز جذب و وزارتخانه نیز مدیرانی شایسته و بدون آن رویکردهای سلیقه ای و پادگانی و رانتی قبلی سرکار آیند؛ اما متاسفانه با مشاهده چنین رویکردها و عملکردهای در دانشگاه ایلام و از طرف مسوولان مرکز جذب و دیگر مسوولان وزارتخانه که به آنها مراجعه داشته ام پی بردم که امید ما خیالی بیش نبوده و بلکه کماکان در بر همان پاشنه می چرخد. وزارت علوم کماکان برپایه جولان غالبی از مدیران ناکارآمد، رانتی و زد و بند و رابطه و سفارش می چرخد و هیچ! و لذا بنده در اثر مشاهده این عملکردها از رای به دکتر روحانی نیز پیشمان شده و هستم و لذا قطعا طرفدار ایشان نیز نیستم؛ مگر بجز این است که این چهار سال از دولت ایشان است که در دانشگاه و وزاتخانه اش بنده را صرفا برپایه یک اظهار نظر سلیقه ای عده ای مسوول پیشین در شش سال پیش، دچار دردسر مضاعف نموده اند و بلکه روی آنها را چندین برابر سفید کرده اند. جناب آقای رییس جمهور اسلامی ایران باید به گذشته و شعارهایی که در مورد دانشگاه و اینکه نباید سلیقه ای عمل کرد و دانشگاه باید جای آزاد اندیشی و احترام به اساتید باشد و از این گونه حرفهای قشنگش بنگرد؛ متاسفانه اکنون وضعیت وزارت علوم و دانشگاه و مرکز جذبش به جای رسیده که شفافیت، پاسخگویی و رسیدگی به شکایات که هیچ، به تحصن شبانه روزی استادان هم هیچ اهمیتی نمی دهند و بلکه اصلا خود را قائل به پاسخگویی نمی دانند.

در اینجا لازم است که به اظهارات مدیر کل دفتر بازرسی و پاسخگویی به شکایات وزارت علوم و همچنین اکاذیب رییس دانشگاه ایلام نیز در این زمینه پاسخ دهم. مدیر کنونی دفتر بازرسی و پاسخگویی به شکایات وزارت علوم که بنده دوبار با ایشان در این زمینه گفتگو نموده ام (علاوه بر چندین نامه و مکاتبه که از حدود دو سال پیش تاکنون به آن دفتر ارایه نموده ام بصورتیکه معاون آن دفتر و کارشناسان مربوطه در جریان جزئیات هستند)؛ و یک نامه را نیز در تاریخ ١٢/١٢/١٣٩٦ به رییس دانشگاه ایلام مبنی بر صدور حکم از تاریخ موافقت اولیه آنها یعنی ٢٣/٠٤/١٣٩٥ ارسال نموده است، نیز در مصاحبه شان ضمن برشمردن مواردی قانونی، مطالبی را مطرح کرده که در واقع از پاسخ رییس دانشگاه ایلام به ایشان بوده و او هم با سوء استفاده از گفته رییس مرکز جذب است از جمله اینکه گفته است “براساس اعلام وزارت علوم اساتیدی که طرح سربازی را گذرانده باشند، به شرطی که در فراخوان جذب هیات علمی شرکت کنند، تقاضای تبدیل وضعیت آن ها از استاد سربازی به پیمانی پذیرفته می شود”؛ درحالیکه این گفته در مورد من صادق نیست زیرا طبق تبصره بنده ٢ ماده ٥ آیین نامه هیات عالی جذب بورسیه ها از شرکت در فراخوان مستثنی هستند علاوه بر اینکه من هیات علمی بوده ام و تقاضای من تبدیل وضعیت بوده و حدود دو سال پیش نیز در سامانه مرکز جذب بعنوان تبدیل وضعیت از هیات علمی طرح سربازی بی پیمانی ثبت شده است؛ در ثانی اگر این قاعده کلی است چرا برای همه افراد و از جمله تمام متقاضیان تبدیل وضعیت از هیات علمی طرح سربازی به پیمانی در دانشگاه ایلام اجرا نشده و نمی شود؟! بعلاوه همانگونه که ایشان نیز تاکید می کنند جذب دانشگاه باید سه ماه تکلیف متقاضی را مشخص کند و به او ابلاغ نماید و کل فرایند تا تایید نهایی مرکز جذب نباید از شش ما فراتر رود و در آن مدت هم دانشگاه قرارداد هیات علمی موقتی با متقاضی ثبت کند که متاسفانه رییس دانشگاه ایلام این کار را انجام نداده است و کلا بطور کاملا سلیقه ای و به دلخواه خود علیه من اقدام نموده است؛ بیان چنین عبارتهای مبهمی مانند پرونده در حال بررسی است و چی و چی از رویه های معمول رییس دانشگاه ایلام است که سه سال است همین را می گوید.

در واقع، سردمدار دروغگویی، مغلطه و تخلف در این زمینه کسی نیست جز رییس دانشگاه ایلام. به هرحال ایشان به سبک خود می گوید و عمل می کند و وزارتخانه هم تاکنون به درخواست های من برای بازرسی بی طرفانه در این مورد پاسخی نداده است و لذا برای روشن شدن افکار عمومی لازم است همه مسایل گفته شود که قطعا بنده همراه با نامه ها، مکاتبات با ایشان و مستندات آنها را نیز در آینده نزدیک منتشر می نمایم تا به خودرایی و چنین اظهارات کذب و یکطرفه ایشان بهتر پی پرده شود.

ایشان و دبیر پیشین جذب دانشگاه ایلام، حدود دو سال من را به بهانه همان پرونده دوره سربازی مشغول به نزد این و آن رفتن و تعهد گیری و چه و چه نمودند، که اعضای هیات اجرایی جذب دانشگاه ایلام نیز در جریان آن هستند؛ پس از آن با تبدیل وضعیت من موافقت کردند و تا آبان ١٣٩٥ مراحل تایید صلاحیت عمومی و گزینش بنده را نیز انجام دادند اما علیرغم تماسهای تلفنی و نامه های وزارتخانه ایشان از انجام کار من سرباز زد که ماجرایی مفصل است که جزئیات آنرا منتشر خواهم نمود. اما اینکه ایشان می گویند “… با عنایت به رای هیات عالی جذب وزارت علوم از زمان پایان طرح خدمت سربازی در هشتم آذر ۹٤ (نه ٩٧ ) هیچ گونه رابطه استخدامی با دانشگاه ایلام نداشته و فقط بعنوان مدرس مدعو جهت تدریس چند واحد درسی با دانشگاه ایلام همکاری نموده، بنابراین عنوان استاد دانشگاه برای او صحیح نیست”؛ خوب! کسانی که در جریان ماجرا هستند می دانند که ایشان این گفته ها را برای اثبات و به کرسی نشاندن خودرایی خود و پوشاندن تخلفات خود می گوید؛ معلوم نیست تعریف ایشان از “رابطه استخدامی” و “استاد” چیست؟ اگر منظور حکم کاری است که بله ایشان درست می گوید که با خودرایی خود و در تقابل با قانون آنرا برای من صادر نکرده است؛ اما واقعیت است که من تقاضای تبدیل وضعیت هیات علمی نموده ام نه حق التدریس و البته هیچ قراردادی با این عنوان را نیز امضاء ننموده ام؛ پس بطور واضح ایشان برای خود می برد و می بافد! همچنین بنده تا تاریخ ٢٨/١١/١٣٩٦ با داشتن اتاق و تابلو در محل کارم بوده ام و فعالیتهای علمی، آموزشی/تدریس و پژوهشی و همچنین فرهنگی خود را انجام داده ام و پس از این تاریخ نیز علیرغم برگزاری کارگروههای علمی و عمومی من برای چندمین بار در دانشگاه بدون مشکلی، ایشان به زور و بدون هیچ ابلاغی و برای انکار اینکه من اصلا در آن محیط بوده ام به تعویض قفل اتاق، حذف واحدهای درسی و در عمل اخراج من از دانشگاه روی آورده است؛ ابتداء باید پرسید که اگر این خودرایی نیست چرا شما رای هیات اجرای جذب در این زمینه را به من ابلاغ نکرده اید؟ معلوم است که رایی وجود ندارد بجز خودرایی شما و معاون آموزشی و دبیر کنونی جذبتان. یا وقتی اصرار می کنید ابلاغیه حق التدریس امضاء کن و من می گویم هیات علمی هستم، به جای اعلام به من که به این علت سرکلاس ها نرو، به تهدید دانشجویان و فرستادن اشخاص دیگر سرکلاس ها متوسل می شوید (چراکه من در مقابل تاریخ اعلامی اینها از اول بهمن ١٣٩٦ برای صدور حکم مقاومت کردم و گفتم که چنین تاریخ های سلیقه ای بدون مبنای قانونی را نمی پذیرم)؛ کدامیک از این اعمال سخیف و حقیرانه، آکادمیک، علمی و یا قانونی است؟ قطعا ایشان تخلف کرده است و با این رویه های مغرضانه، این واقعیت که من باید از تاریخ ٠٩/٠٩/١٣٩٤ هیات علمی ام ادامه می یافت و باید باشم نیز تغییر نمی کند.

اینکه ایشان می گوید ” تصمیم گیری در خصوص جذب اعضای هیات علمی دانشگاه ها، در اختیار روسای دانشگاه ها نیست، بلکه بر اساس سیر قانونی ابتدا باید گروه آموزشی مربوطه صلاحیت علمی متقاضیان را تایید و سپس هیات جذب دانشگاه و مرکز جذب وزارت علوم با این درخواست موافقت کند” ؛ نیز نشان از رویه ی خاص ایشان و مغلطه گویی است؛ در واقع طبق بند ٢ و ٣ و ١ ماده ٥ آیین نامه هیات عالی جذب، تصمیم گیری در خصوص جذب و تبدیل وضعیت اعضای هیات علمی در اختیار هیات اجرایی جذب دانشگاه است (و البته در دانشگاه ایلام در اختیار رییس آن، یعنی رییس دانشگاه است). بهانه ایشان برای عدم انجام کار من نیز ارجاع به پرونده مختومه شده قبلی است وگرنه نیاز به رشته و تخصص من در دانشگاه بدیهی و در واقع کارگروههای عمومی و علمی من در دو سال گذشته دو بار در دانشگاه ایلام بدون مشکلی انجام شده اند ولی اینکه ایشان پرونده را هنوز هم پس از سه سال به مرکز جذب ارسال ننموده است و مرکز جذب نیز در مقابل این تخلفات سکوت بلکه با ایشان همراه است سوال برانگیز می باشد؛ بنابراین مساله نه مربوط به بحث علمی، نه صلاحیت عمومی و نه گروه آموزشی است.

برخلاف گفته ایشان تقاضای استخدام جدید نیز در مورد بنده موضوعیتی ندارد؛ در ضمن اینکه بنده بورسیه بوده ام و طبق آیین نامه هیات عالی جذب بورسیه ها از شرکت در فراخوان مستثنی هستند؛ علاوه بر اینکه بنده هیات علمی طرح سربازی بوده ام و تقاضای تبدیل وضعیت و مشخصات من بعنوان هیات علمی از تیر ١٣٩٥ در سامانه مرکز جذب ثبت شده است. هر شخص یا مقام دیگر نیز که چنین اظهاراتی را بیان می دارد قطعا گفته اش خلاف قانون و سلیقه ای است. بجز این گفته های غلط، ایشان باید در مورد تاخیر در مورد این فرایند که با سبک های سلیقه ای و مغرضانه روی داده است (مانند شرط گذاشتن که وقتی پسر خوب باب میل ایشان شدیم کارمان را انجام می دهد و….) پاسخگو باشد و در واقع تاوان این رویه ی غیرقانونی اش را بدهد؛ مگر دانشگاه دولتی یک استان ملک شخصی است و یا عمر و زندگی افرادعلمی متخصص اینقدر بی ارزش است که بازیچه روحیات و احوالات ناخوش عده ای مسوول بی کفایت شود؟! لذا نه تنها من خواهان و پیگیر احقاق حقوقم هستم بلکه تا زمانیکه با چنین متخلفانی برخورد قانونی نشود این رویه و مبارزه ام را ادامه می دهم ولو هزینه های مادی و معنوی بیشتری در این راه بنمایم.

با احترام، دکتر محمد نقدی، ١٦/٠٢/١٣٩٧


مشاهده در وبسایت منبع